نگاهی تاریخی به ساخت تکرار و افزوده‌های میانی و تبیین آن در چارچوب نظریۀ صرف ساخت‌محور

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی همگانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

doi
10.22124/plid.2021.14394.1402
چکیده

واژه‌های زیادی در زبان فارسی هستند که حاصل فرایند تکرار کامل و افزودۀ میانی و دارای ساخت ناپایگانی هستند، به این معنی که عمل تکرار پایه و کاربرد افزودۀ میانی به صورت مرحله‌به‌مرحله صورت نمی‌گیرد، بلکه واژۀ جدید حاصل عملکرد همزمان این دو فرایند است. این ساخت ناپایگانی در چارچوب نظری صرف ساخت‌محور قابل تبیین خواهد بود. صرف ساخت‌محور رویکردی شناختی و ساخت‌بنیاد به واژه‌سازی دارد که الگوهای واژه‌سازی را به صورت طرح‌واره‌های انتزاعی به­صورت جفت‌هایی از صورت و معنا می‌داند. طبق این چارچوب نظری، این ساخت ناپایگانی حاصل فرایند یکی‌سازی طرحوارۀ ذهنی تکرار و طرحوارۀ کاربرد افزودۀ میانی است. برای نشان دادن زمان طرحوارگی این ساخت در ذهن فارسی‌زبانان، نگاهی تاریخی به سیر تکامل آن از فارسی باستان تا فارسی امروز داشته‌ایم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شروع این ساخت در دورۀ فارسی میانه بوده که افزودۀ میانی تنها با حرف اضافۀ «به» برای رساندن معانی توالی و افزایش کمیت کاربرد داشته‌است، اما در دوران‌های بعدی فارسی به قیاس با این ساخت ناپایگانی و براساس طرحواره‌های ذهنی این ساخت، از دیگر حروف‌ اضافه نیز به­عنوان افزودۀ میانی استفاده شده‌است.