یررسی رابطه عوامل اجتماعی و فرهنگی و نگرش به هنجار پوشش اسلامی (حجاب)؛ مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 93-1392

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف دانشگاه کاشان

2 استاد گروه علوم اجتماعی دانشکده علوم انسانی دانشگاه کاشان

3 دانشجوی دکتری بررسی مسایل اجتماعی ایران دانشگاه کاشان

doi
10.30497/rc.2018.2260
چکیده

از آنجایی که رعایت و متقابلاً عدم رعایت حجاب می‌تواند از نحوه نگرش افراد ناشی شود، شناخت نگرش افراد نسبت به پوشش اسلامی و عوامل مرتبط در شکل‌گیری آن ضروری و بااهمیت است. در این مطالعه از رویکرد تلفیقی، از مجموعه نظریه‌های جامعه‌پذیری، یادگیری اجتماعی و قضیه ارزش هومنز به‌عنوان چارچوب نظری تحقیق استفاده شده است. بر این مبنا، هدف اصلی این مقاله بررسی نگرش دانشجویان نسبت به  پوشش اسلامی (حجاب) و عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر آن می‌باشد. این مطالعه از نوع پیمایش اجتماعی بوده و داده‌های تحقیق با استفاده از تکنیک پرسشنامه جمع‌آوری گردیده است. اعتبار و روایی مقیاس‌های تحقیق با توجه به نتایج ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 93-1392 می‌باشند که با استفاده از فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 398 نفر به‌عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش سهمیه‌ای و به صورت تصادفی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته‌اند. بر اساس نتایج تحلیل مسیر، تجربه مثبت گذشته از رعایت حجاب با 65 درصد اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم دارای بیشترین اثر مثبت بر نگرش دانشجویان نسبت به حجاب می‌باشد. متغیر عملکرد خانواده در ارتباط با حجاب با 0.21، ناهمنوایی با هنجارهای جامعه با 17/0-، نگرش به برابری جنسیتی با 16/0- و شیوه تربیتی استبدادگرایانه با 13/0- در رتبه‌های بعدی اثرگذاری قرار گرفته‌اند.