جُستاری بر چرایی عدم ذکر نام «آرش کمانگیر» در شاهنامه فردوسی
نویسندگان
1 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز
doi
10.22034/aclr.2023.2002232.1067چکیده
حماسۀ «آرش کمانگیر» یکی از حماسههای زیبا و پر تکرار پارسی است که ریشه در اسطورههای پیش از زرتشت دارد. شخصیت آرش کمانگیر تا پیش از حضور برجستۀ شخصیت «رستم» در شاهنامه، در کتابهای حماسی منثور و منظوم پارسی نقش پررنگی دارد. این پژوهش با رویکرد کتابخانهای به بررسی و تحلیل اسطورۀ آرش کمانگیر میپردازد و آن را بازماندۀ اسطورۀ «ایزد خورشید، باروری و باد» میپندارد و بر آن است که شخصیت «رستم» دگردیس شدۀ داستان حماسی آرش است و نیز به این دلیل داستان حماسی آرش در شاهنامه ذکر نشده است. زیرا کارکرد نقش«رستم» آمیختهای از نقش«آرش، زو، منوچهر» است. او همچون آرش ایران را از خشکسالی(افراسیاب) نجات میدهد، همچون معنی نام«زو و منوچهر» یاریگر ایرانیان است و همچون منوچهر و آرش کهن سال و میرا است. معنی نام اسب رستم «رخش» و معنی نام«سهراب» یادآور پرتو نور خورشیدند. معنی نام «رودابه و رستم» و کارکرد شخصیت«زو» در ایجاد نهرها و آبادانی از دیگر نشانه های استحالۀ شخصیت های داستان آرش به شخصیت رستم است