مقایسه کلیشه‌های جنسیتی در داستان‌های کودکان گروه سنی «الف» و «ب» از منظر زبان‌شناسی فرهنگی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان‌شناسی همگانی، دانشگاه گیلان

2 استادیار زبان‌شناسی همگانی، دانشگاه گیلان

doi
10.22124/plid.2019.12326.1336
چکیده

کلیشه‌های جنسیتی را می‌توان از مفاهیم برجسته در حوزۀ جامعه‌شناسی زبان به‌شمار آورد. این کلیشه‌ها در همۀ سطوح زبانی، ازجمله ادبیات کودک یافت می‌شوند و در بازتولید زبان جنسیت­زده و گفتمان مردسالار نقش به‌سزایی دارند. پژوهش حاضر به بررسی این کلیشه‌ها در مجموع چهل داستان کودک در گروه سنی «الف» و «ب» پرداخته و درصدد است تا با روشی توصیفی-تحلیلی در چارچوب زبان‌شناسی فرهنگی میزان و نوع کلیشه‌های رایج در دو گروه را با یکدیگر مقایسه کند و در ادامه تفسیری زبانی و فرهنگی از این کلیشه‌ها ارائه دهد. یافته‌های پژوهش نشان می­دهد که اگرچه در لایه­های آشکار و روبنایی زبانی از میزان کلیشه‌های جنسیتی در داستان‌های کودکان کاسته شده­است لیکن گفتمان مردسالار در سطح ژرف‌ساخت داستان‌های کودکان هم‌چنان حضوری پررنگ داشته و ارزش‌ها و ملاک‌های مربوط را از طریق ارائۀ چارچوب‌ها و نقش‌های جنسیت‌زده در زبان رمزگذاری کرده و به مخاطب القا می‌کند.