نقش دلالت زمانی در تبیین کاربردهای حال التزامی در زبان فارسی معاصر
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشآموختۀ کارشناسیارشد آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22124/plid.2020.14225.1392چکیده
در این پژوهش در جستوجوی تبیینی یکدست برای تمامی کاربردهای حال التزامی در زبان فارسی معاصر، ابتدا با اتکا به پیکرهای با حدود ۳۰۰۰ جملۀ حال التزامی، استخراج و دستهبندی شدهاست. در جملات ساده و در بندهای موصولی، عامل التزامیساز عموماً معنایی است. عامل التزامیساز در بندهای متممی و بندهای قیدی، بهترتیب فعل جملۀ اصلی و حرف ربط است. در ادامه با استفاده از رویکرد کامری و تمایز سهشقی زمان گفتار، زمان رویداد و زمان مرجع نشان دادیم که حال التزامی دارای زمان نسبی (مقابل زمان مطلق) است. همچنین با اتخاذ رویکرد درزی و کواک در تبیین کاربردهای التزامی در بندهای متممی، به بررسی کاربردهای این وجه در جملات ساده و بندهای موصولی و قیدی جملات مرکب پرداختهایم. نتیجه اینکه زمان مرجع در جملات ساده و بندهای موصولی برابر با زمان گفتار است؛ طوریکه این افعال لزوماً به حال یا آینده اشاره دارند. در بندهای متممی فعل بند اصلی، زمان مرجع فعل التزامی است. زمان مرجع در بندهای قیدی بسته به نوع حرف ربط، ممکن است برابر با زمان گفتار یا زمان فعل اصلی باشد. چه زمان مرجع، برابر با زمان گفتار باشد و چه برابر با زمان فعل اصلی باشد، در هر صورت فعل التزامی دارای «زمان نسبی غیرگذشته» است.