مفهومشناسی واژۀ «هنر» در متون منظوم سبک خراسانی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22067/jls.2023.79528.1374چکیده
معنیشناسی مفهومی نظریّهای در دانش معنیشناسی است که بیشتر، معانی و مفاهیم واحدهای واژگانی زبان را بررسیمیکند. بنیادهای نظریّۀ معنیشناسی مفهومی و چگونگی بهرهگیریِ کاربردیاز آن نیازمند پژوهشهای نوینی است. بررسی مفاهیم واژهها برپایۀ مؤلّفههای معناییِ برآمده از آنها را در معنیشناسی مفهومی تحلیل مؤلّفهای میگویند.مفهوم هنر از بنیادیترین مفاهیم فلسفی در گذار زمان بوده و موضوعدانش زیباییشناسی است. مطالعۀ مفهوم هنر در زبان فارسی نیز برآمده از گفتمان جهانی هنر بوده و مفهوم هنر در زبان و ادبیّات فارسی چنانکه باید، بررسینشدهاست. در اینپژوهش مفهوم هنر در سرودههای شاعران سبک خراسانی بارویکرد تحلیل مؤلّفهای بازنمودهشدهاست. پس از نشاندادن روابط مفهومی تنیدهشده میان واژۀ هنر و بافت گستردهتر اشعار، همۀ مؤلّفههای معناییِ برآمده از مفهوم هنر تبیین و دستهبندیشدهاست. بادستهبندیاینمؤلّفههای معنایی درسطح معنایی کلانتر، دوازدهحوزۀ معنایی برای مفهوم هنر در متون منظوم سبک خراسانی نمایانشدهاست. حوزههای معنایی مدح، زیباییشناسی، جنگ، زبان ادبی، صناعت، حکمت عملی، جانور-شناسی، اخلاق و خُلقوخوی، دین، نقد اجتماعی، نقد ادبی و عشق بهترتیبِ فراوانیِ مؤلّفههایِ زیرشمول آنها، حوزههایی هستند که در متون منظوم سبک خراسانی برای مفهوم هنرشناساندهشدهاند. تدقیق در اینحوزههای معنایی و سازههای معنایی آنها نشانمیدهد که نسبتهای معناداری میان حوزههای معنایی مفهوم هنر در نظم سبک خراسانی و ویژگیهای سبکی مسلّط بر سرودههای سبک خراسانی دیدهمیشود. همچنین بابررسی این حوزهها و مؤلّفههای معنایی برسازندۀ آنها دانستهمیشود که برخلاف پیشفرضها، مفهوم هنر در سرودههای شاعران سبک خراسانی مفهومی پویا، با دلالتهای متنوّع و گاهی متفاوت بوده و چکیدهای از مفاهیم هنر در تاریخ زیباییشناسی در متون منظوم سبک خراسانی فرونشستهاست.