ثنویت در الاهیات افلاطونی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه دین دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران

2 استادیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22091/pfk.2016.579
چکیده

 الاهیات افلاطونی به مثابه بخشی از نظام فکری او تابع مؤلفه‌هایی است که کل پیکره اندیشه‌های او را تحت تأثیر قرار داده است. وی، همان‌گونه که در حوزه هستی‌شناسی و متافیزیک، با توجه به میراث هراکلیتی و پارمنیدسی خود، دو ساحت عقلی و حسی را مطرح می‌کند، در حوزه الاهیات نیز از یک سو قلمرو متعالی را مطرح می‌کند که در آن می‌توان ویژگی‌هایی نظیر ثبات، و حتی گونه‌ای مشابهت با صفات نظام‌های الاهیاتی ادیان، یافت. اما برای اعمال نفوذ و تبیین تغییرات به خدایانی نیاز دارد که در قلمرو جهان متغیر ایفای نقش کنند. از این‌رو الاهیاتی ناظر به ساحت این‌جهانی یا حلولی شکل می‌گیرد. بدین‌ترتیب ثنویت معهود و مألوف افلاطون در هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی، در الاهیات نیز رخ می‌نماید. مدعای این مقاله این است که دمیورژ و خیر را می‌توان دو روی یک سکه دید و دمیورژ را صورت شخصی‌تر و انضمامی‌تری برای خیر برتر و متعالی قلمداد کرد.