واکاوی عوامل مانایی و میرایی فرهنگها در آیینة حکمت متعالیه
نویسندگان
1 دکترای فرهنگ و ارتباطات، هیئت علمی پژوهشی شورای عالی انقلاب فرهنگی
doi
10.30497/rc.2017.1934چکیده
موضوع حیات و مرگ پدیدههایی مانند تمدن، فرهنگ و حتی جامعه، مسئلهای است که در میان اندیشمندان حوزة علوم اجتماعی، محل پرسش است. برخی از نظریاتی که در صدد تبیین فرایندهای تغییر و تحول اجتماعی هستند، با استناد به امکان تولد و مرگ پدیدههای اجتماعی، فرایند تحول را در دو سر حدّ تولد و مرگ صورتبندی میکنند. «چرخة حیات» عنوان نظریهای است که با تکیه بر چارچوب مذکور، چگونگی تحول در پدیدهها را تبیین میکند. وجود حقیقی جامعه و فرهنگ با تکیه بر حکمت متعالیه اثباتپذیر است و به تبع آن، منطق حِکمی، حیات و مرگ جوامع و فرهنگها را نیز جملگی تأیید میکند، همچنانکه اشارات قرآنی نیز این مسئله را تصدیق کرده است. به تبع این تأیید و تصدیق میتوان عوامل و مؤلفههایی را با تکیه بر تبیینهای حِکمی و معارف قرآنی احصا کرد که در مانایی یا میرایی جوامع و فرهنگها مؤثر هستند. این عوامل و مؤلفهها را از منظرهای مختلفی میتوان گونهبندی کرد. یکی از تقسیمبندیهای کلان در این باب، تقسیم عوامل مؤثر در بقا و فنای فرهنگها و جوامع به دو دستة «مؤلفههای ناظر به نظامهای معنایی (ویژگیهای ذاتی و نفسالامری فرهنگها)» و «مؤلفههای ناظر به اصحاب یک فرهنگ» است. در ذیل این دو شاخة کلی، موارد مختلف دیگری را میتوان دستهبندی کرد. چارچوب نظری فلسفی برای تبیین موضوعات یادشده، مستلزم بهکارگیری روش قیاسیبرهانی است.