بازنمایی فرشته در سریالهای ماورایی (مطالعة موردی: تحلیل نشانهشناختی سریـال ملکوت)
نویسندگان
1 دانش آموخته خوزه علمیه قم
doi
10.30497/rc.2017.1936چکیده
سینمای ماورا از اقسام فاخر هنر هفتم است که به منظور تجسم نمایشی پدیدههای غیبی، با رویکرد تربیتی در دهة هشتاد در تلویزیون ایران طلوع درخشدهای داشت. متأسفانه این ژانر نوظهور و متعالی با انتقادهای غیرفنی و گاهی سرکوبگرانه از عرصۀ هنر تلویزیون خارج شد و اکنون در رکود به سر میبرد. این گونة فاخر به همان اندازه که اهمیت فرهنگی و تربیتی دارد، همواره دارای چالشهای نظری و بیانی (فنی) خاصی بوده است. یکی از چالشهای این ژانر نوظهور، داشتن نظام نشانهای ساختمند است. نشانههای تصویری سریالهای ماورایی باید قدرت معناسازی بسیار قویای داشته باشند و انطباق معنایی با آموزههای اسلامی از نقاط اساسی در قدرتمندی آنها است. تحقیق حاضر در تحلیلی نشانهشناختی، بازنمایی «فرشته» را در سریال «ملکوت» بر اساس مطالعۀ تطبیقی با مبانی اسلامی فرشتهشناسی بررسی میکند. این مقاله ابتدا آموزههای فرشتهشناختی مورد نیاز را به عنوان مبنای نظری با تأکید بر قرآن کریم و آرای مفسران شیعه از فرهنگ اسلامی جمعآوری کرده و سپس با روش تحلیل نشانهشناختی بر اساس دو الگوی تحلیل رمزگان تلویزیونی اسلین و تحلیل همزمانی (جانشینی: تقابلی) سوسور–اشتراوس دالهای معناساز سریال را بررسی میکند. مهمترین دستاوردهای این تحقیق عبارتاند از: ارائۀ مبانی نشانهای تمثل فرشته و جهان غیبیِ این موجود ماورایی در سینما بر اساس مبانی اسلامی فرشتهشناختی؛ نقد بازنمایی فرشته در دو حوزه: یکی رمزگان تلویزیونی (از نظر چهرهپردازی، شخصیتپردازی، عناصر بصری صحنه و...) و دیگری نقد نشانهشناختی «جانشینی: تقابلشناسی» (تقابل هستی تجردی فرشته با ماده و نیز هدایت او با اضلال نفس و شیطان و....) در سریال مذکور؛ حل تعارض تمثل زیبا و زشت فرشته؛ و دفاع از انطباق داشتن گریۀ فرشته به عنوان یک نماد پرمعنا و قوی در تولیدات رسانهای با موازین دینی.