کودکی و تجدد در دوره‌ی رضا شاه

doi
چکیده

از دستاوردهای ارتباط ایران و غرب در دوره معاصر تلاش برای بازاندیشی در الگوهای ذهنی سنتی بود که در این راستا، اندیشه‏گران متجدد ایرانی مفهوم کودکی و جایگاه کودکان را به چالش کشیده، تعریف جدیدی از کودکی ارائه داده‌اند که جامعه را به دوره‏ای جدید وارد کرده است. پرسش اصلی مقاله حاضر آن است که کودک ایرانی در روند نوسازی دوره رضاشاه، چه جایگاهی داشته و مفهوم کودکی در این دوره دچار چه دگرگونی‏هایی شده است؟ فرضیه اصلی تحقیق حاضر آن است که مفهوم کودکی در دوره‌ی رضاشاه، برآیند تحولاتی بود که در ذهنیت عمومی از دوره پیشا‏مشروطه آغاز شده، به عنوان بخشی از مطالبات اندیشه‏گران مشروطه‏خواه درآمده و با گذر از دوره قاجاریه به پهلوی به عنوان میراثی به جامعه و حکومت جدید، رسیده است. حکومت رضاشاه با محوریت دادن به کودکان، سیاست‏هایی را طرح و اجرا کرد که سرمنشا تغییرات گسترده در جامعه گردید.