پژوهشی دربارۀ نقش و جایگاه دوستی در اندرزنامه های پهلوی
نویسندگان
1 رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران. ایران.
2 رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران. ایران.
doi
10.22034/aclr.2022.255065چکیده
بررسی اندرزنامههای پهلوی، به ما نشان میدهد که دوستی پیش از آنکه به عنوان یک مفهوم اجتماعی مطرح شود، یک صفت فردی است. به این معنا هر فردی نخست باید با بهرهگیری از تعالیم نیک، به خویِ «بهدوستی» متصف شود و سپس در راه دوستی و اندوختن دوست نیک بکوشد. فهم درست دوستی و شناخت دوستان نیک، یکی از مفاهیم بنیادی اندرزنامههای ساسانی است که نقش مهمی در درک صحیح اندیشههای ایشان ایفا میکند. ازاینرو پژوهش حاضر میکوشد پاسخ روشنی به این پرسش دهد که؛ دوستی چه جایگاهی در اندرزنامههای ساسانی دارد و این اندیشه چگونه سامان مییابد؟ یافتههای این پژوهش (که به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است)، بیانگر آن است که اندرزهای پهلوی، در هر دو گونۀ دینی و تجربی تأکید بسیار بر دوستی دارد. تعالیم اندرزنامههای دینی، با هدف رستگاری روان، بر دوستاری روان و زیستن به دلخواه او استوار است. همچنین اندرزهای تجربیـعملی، در پرتو رسیدن به رستگاری و سلامت روان، بر روابط دوستانۀ مردمان و نیکزیستی در سایۀ بهدوستی تأکید میورزد. اندرزهای دوستمحورِ پهلوی بیانگر اندیشهای است که در نظر دارد به یاری دوستی، دیوان را نابود کند و با برقراری امنیت و آرامش، آفرینش و پرورش مردمان نیک را استمرار بخشد. از این رو جانمایۀ اندیشۀ دوستی، «مردمدوستی» است که از آن به قانونِ اورمزد تعبیر شده است. در این راه (که پسند دیوان نیست)، همواره هشدارهایی نسبت به دوری از دوستنمایان فریفتار ارائه میشود و برای شناخت دوست نیک از شریر خوددوست، از نقش نیکان و همپرسگی با ایشان سخن میرود.