آسیبشناسی انجمنهای علمی دانشجویی از منظر رویکرد کارکردگرایانه (انجمنهای علمی دانشگاه فردوسی مشهد)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
3 کارشناس ارشد علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد
doi
10.22059/jisr.2021.307529.1097چکیده
فعالیتهای انجمن علمی در فضای دانشگاهی بهعنوان پدیدهای چندسطحی در قالب کنشهای فردی تا تعاملات در ساختارهای سازمانی و نیز ساختار سازمانی مستقل از افراد، از ادبیات نظری گستردهای برخوردار است. آنچه حائز اهمیت است، بحث از عملکرد و نتایج آن است؛ عملکردهایی و خود ناشی از کنشها و پیوندهای جمعی مشارکت محور افراد است که به کارکردهای مثبت و منفی متعددی منجر میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی کارکردها و کژکارکردهای انجمنهای علمی-دانشجویی، درصدد احصای مزایا و آسیبهای حضور دانشجویان در انجمنهای علمی دانشگاه فردوسی مشهد است. این پژوهش از جهت هدف، کاربردی و به لحاظ رویکرد، کیفی است. روش تحلیل و تفسیر یافتهها تحلیل مضمون و شیوۀ تحلیل، توصیفی-تبیینی است. بهمنظور واکاوی دقیق عملکرد و شرایط انجمنهای علمی دانشگاه و استخراج قوتها و ضعفهای آنها، مصاحبههایی عمیق با مدیر فرهنگی، دانشجویان انجمنهای علمی و کارشناس اداری انجمن علمی دانشگاه فردوسی مشهد (24 مصاحبه) صورت گرفت. در تفسیر مصاحبه با متخصصان، هدف عمدتاً تحلیل و مقایسۀ محتویات دانش متخصصان است. کدگذاری به روش دستی و با جدولسازی انجام شد. بهطورکلی 290 کد از متون مصاحبه استخراج شدند که 129 کد مربوط به کارکردهای مثبت (مزایا و نقاط قوت) انجمن علمی و 161 کد به کژکارکردهای (مسائل و مشکلات) انجمن علمی اختصاص دارد. یافتههای این تحقیق در سه بخش مزایا، مسائل و راهکارهای حل مسائل انجمن علمی، بهتفکیک مورد بحث و بررسی واقع شدهاند. این یافتهها نشان داد همواره کسب منزلت و شأن از جمله مهمترین امتیازهای اجتماعی است که برانگیزانندۀ کنش فردی و جمعی است؛ بهگونهای که زمینۀ مشارکت و فعالیت داوطلبانۀ دانشجو را فراهم میکند. وجود مسائل زیاد انجمن علمی، نشئتگرفته از ارتباطات ضعیف، نظارت ساختاری پایین، مدیریت ضعیف مسئولان، ابهامات قانونی و منفعتطلبی شخصی اعضا است که بهعلت بیتوجهی به پیدایش آسیبهای جدی منجر شدهاند. با بررسی تاریخچۀ فعالیت در انجمنها، نوع فعالیت دانشجویان از دغدغههای اجتماعی ـ فرهنگی به دغدغههای فردی تغییر ماهیت داده است؛ بهگونهای که اولویتهای اساسی دانشجویان بیشتر ارزیابی فایدۀ کار در یک تشکل دانشجویی، فارغ از اهداف و برنامههای کلی و ساختاری آن است. راهحلهای ارائهشده، عموماً در جهت حل مسائل سازمان و آییننامه بیان شدهاند. با توجه به نوع و سطح تعامل و روابط درون و برونسازمانی، در پژوهش حاضر به مواردی از قبیل ایجاد تعامل بین مدیر فرهنگی، معاون آموزش دانشکده و دانشجویان، استفاده از فضای مجازی در تبلیغات و اطلاعرسانیها، ایجاد کانال ارتباطی برای انتقال تجارب گروههای قبلی و... اشاره شده است. دغدغۀ اساسی بسیاری از مصاحبهشوندگان مسائل مالی است. راهکار حل این مسئله، گرایش به خودکفایی مالی از طریق تهیۀ اسپانسر مالی، برگزاری برنامههای درون و بروندانشگاهی، تهیۀ قرارداد مالی با دانشگاه و فروش دستاوردهای علمی ـ پژوهشی است.