واکاوی مبانی هستیشناختی پژوهشهای جامعهشناختی در ایران
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی دانشگاه شیراز
2 استاد گروه جامعهشناسی، دانشگاه شیراز
3 استاد گروه جامعهشناسی، دانشگاه شیراز
4 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشگاه شیراز
doi
10.22059/jisr.2021.308636.1107چکیده
پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد پارادایمی، جهتگیری هستیشناختی پژوهشهای جامعهشناسان ایرانی را براساس فرایند منطقی تولید علم در علم اثباتی و علم تفسیری و علم انتقادی از هم متمایز و براساس آن، دستگاه مفهومی جامعهشناسان منتخب را توصیف کرده است. یافتههای پژوهش، متکی بر مبانی منطقی تحقیقات کیفی و براساس رویکرد تفسیری و استراتژی استفهامی و با روش تحلیل محتوای کیفی جهتدار از طریق نمونهگیری هدفمند چندگانه، با خوانش رتوریک متن مصاحبههای انجام شده و نیز 55 اثر علمی شش نفر از مشارکتکنندگان تحقیق، بهدست آمده است. بر این اساس، در هستیشناسی پژوهشهای فیاض و محدثی و قانعیراد، ادبیات پارادایمی علم تفسیری غالب و در هستیشناسی پژوهشهای آزادارمکی و رفیعپور و چلبی، ادبیات پارادایمی علم اثباتی حاکم است. بهرغم این نمیتوان رتوریک گفتمانی واحدی را در همۀ پژوهشهای اندیشمندان موردنظر تصدیق کرد، بلکه میتوان در مواردی ترکیبی از رویکردهای پارادایمی را در فعالیتهای علمی آنها معرفی کرد.