کسروی از نقد دینها تا داعیهی پیامبری
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، mollaiynet@yahoo.com
doi
چکیده
سخن گفتن در بارهی رویکردهای دینی کسروی به علت نقدهای تندش به ادیان موجود، چندان آسان نیست. او نه یک نواندیش دینی بود، که از اصلاحات دینی دفاع کند و نه یک بنیادگرای دینی بود، که از بازگشت به اصل دین سخن بگوید؛ بلکه او منتقد دینها بود که سپس ادعای پیامبری کرد. بنابراین، مساله این است که چرا و چگونه کسروی از نقد دینها به داعیهداری یک دین جدید پرداخت؟ این مقاله، با سیری در گفتمان دینی کسروی، به این نتیجه میرسد که وی دین را به مثابهی چراغ هدایت آدمی برای همهی جوامع در همهی دورانها ضروری میشمرد؛ اما دین مورد نظر او به سلاح منطق، خرد و علم عصر نیاز داشت تا توانائی تفهیم و تبیین آموزههایش را داشته باشد و همگام با دگرگونیهای تاریخی متحول گردد. او ادعا میکرد ادیان موجود فاقد چنین خصیصهای هستند؛ لذا کوشید تا دینی جدید منطبق با نیازهای عصر پدید آورد و آن را جانشین دینهای موجود نماید. «پاکدینی» همان دین ساختگی کسروی است که او را در قامت یک پیامبر خودساخته آشکار نمود.