درآمدی بر آیندهپژوهی فرهنگی- تمدنی انقلاب اسلامی در پرتو اندیشه حقمدار مهدویت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
2 دانشیار فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)
3 دانشیار آیندهپژوهی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع)
doi
10.30497/rc.2016.1817چکیده
مطالعه ابعادی انقلاب اسلامی و چشمانداز تمدنسازانه آن، ما را بهسمت پارادایم متفاوتی از آیندهپژوهی انقلاب اسلامی رهنمون میکند. درحالیکه نهادگرایان، مبتنی بر هستیشناسی اجتماعی، برپایی انقلاب اسلامی را بهعنوان یک انقلاب مقطعی و نسلی، در تغییر نهاد قدرت تعبیر میکنند و چشمانداز تمدنی آن را در پیوستاری از مدرنیته ناقص تا مدرنیته بومی و مدرنیتۀ اسلامی تعریف میکنند، تعالیگرایان، گسترۀ تحولی انقلاب اسلامی را در سه بعد زمانی، مکانی و معنایی مبتنی بر هستیشناسی الهی انقلاب تعریف میکنند. از حیث ویژهداشتهای معنایی و محتوایی در بعد ارتفاعی انقلاب اسلامی، بر نگرشی دوساحتی در پیوند آسمان و زمین تأکید مینمایند. از حیث دامنۀ زمانی انقلاب اسلامی، آن را برآمده از مسیر تکاملی جریان حق و منطبق بر آن تا برپایی امر ظهور تعریف میکنند و از حیث کرانهمندی و وسعت مکانی، گستره آن را فراتر از مرزهای ملی، بهمنظور مقابله و مواجهه با استکبار جهانی و نجات مستضعفان عالم تصویر میکنند. در انگارۀ مدرنیتۀ اسلامی، آیندهپژوهی فرهنگی-تمدنی نظام جمهوری اسلامی، منطبق بر کلیات آیندهپژوهی موجود در پارادایم تجدد و مبتنی بر نظریههای جهانیشدن و البته با سویههای انتقادی و تنزیهی سامان میپذیرد؛ اما در انگارۀ تمدنی انقلاب اسلامی، همسو با نگرش تحولگرایان، آیندهپژوهی انقلاب اسلامی در پارادایم حقمدار و مبتنی بر اندیشۀ آرمانی مهدویت تعریف میشود. در این جنس از آیندهپژوهی، با تأکید بر جایگاه خاستگاهی نظام حق در عالم و با گذار از نگرشهای انسانبنیاد در آیندهپژوهی تجدد مدار، با محوریت بخشی به ساحت الهی عالم در جایگاهی ولایی، کنش دینمدارانه جوامع انسانی را در رهیافتی تبیینی- تدبری مورد تأکید قرار میدهد.