تفاوت حبسیه های کلاسیک و معاصر در بازنمایی با تکیه بر شعر مسعود سعد و فرخی یزدی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر
doi
10.22067/jls.2023.83276.1456چکیده
اگرچه مفهوم حبسیه یا زندان سرودهها، میتواند بهعنوان یک ژانر ادبی در طبقهبندی موضوعی و سبکی اشعار شاعران، راهگشا باشد، اما مسئلۀ وحدت ژانر، تجلی جامعهشناختی و گفتمانی حبسیهها را پنهان میکند. از اینرو، بهجای سبکشناسی، که به دنبال ترسیم فضاهای یکپارچه از سیطرۀ یک اندیشه است، با تحلیل گفتمان دقیقتر میتوان گسستهای تاریخی یک ژانر را نشان داد. این مقاله با رویکرد تبارشناختی و با تأکید بر نظریۀ «امر خیالی» لکان و «جماعتهای تصوری» آندرسن نشان میدهد که حبسیههای معاصر از همان جماعت تصوری و امر خیالی پیروی نمیکنند که درحبسیههای کلاسیک حاکم بوده است. خیال مشترکی که مسعود سعد به آن ارجاع میدهد، مشیتمدار، قدسی و عمودی است؛ در حالی که تخیّل جمعی فرخی یزدی، افقی و در سطح زمین است؛ به همین دلیل مسعود سعد برای رهایی، به ستارگان و تصمیم محتوم تقدیر نگاه میکند و فرخی به زمین و آگاهی و قیام مردم. به همین دلیل مفاهیم و استعارات مسعود سعد، معطوف به حفظ وضع موجود است و استعارات و مفاهیم فرخی یزدی معطوف به انقلاب.