کارکرد روایی (مربع معنایی) در تابلوهای «نماز»، «مجنون»، «میثاق خون» و «حضرت علی‌اکبر» اثر خشایار قاضی‌زاده

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.30497/rc.2015.1735
چکیده

در تحلیل گفتمانی تابلوهای خشایار قاضی‌زاده تلاش بر این است تا از نشانه­های منفرد، کلان نشانه­ها، خرد نشانه­ها و یا مجموعه­ای از نشانه¬ها عبور کنیم تا بتوانیم به ورای نشانه¬ها یعنی آنجائی که نشانه¬ها با یکدیگر تعامل­برقرار­می کنند برسیم. تا بتوانیم به خوانشی گفتمانی دست­یابیم. بدین­منظور، علاقه‌مند به ظاهر شدن معنا در گفتمان¬های هنری، هدف این مقاله چگونگی ظاهر شدن معنا به کمک مقوله¬های بنیادین کلام یعنی «مربع معنائی» در این تابلوهاست؛ و در ادامه بومی‌سازی نظریه‌های تحلیل گفتمان در این حوزه است. می¬خواهیم بدانیم که گفته¬پرداز این تابلوها از چه ترفندهایی برای تولید معنا سود برده است و چگونه این نشانه­های منفرد را به یک نظام منسجم معنائی تبدیل کرده که یک معنای واحد از آن تولید می­گردد. نشانه-معناشناس بر این باور است که نشانه به‌تنهایی فاقد معناست و معنا از رابطة بین نشانه¬ها حاصل می‌شود. با این توصیف می¬توان به‌درستی گفت که نشانه–معناشناس به ظاهر شدن معنایی که از میان شکل­های زبانی دریافت شده است علاقه نشان می¬دهد؛ و در واقع، می¬توان گفت که او به ظاهر شدن معنا از میان گفتمان¬های که معنی را ظاهر می¬کنند،‌ از میان گفتمان¬های که معنی را انتقال می¬دهند و همکاری مبهمی را فراهم می¬کنند علاقه‌مند است. در حقیقت نشانه-معناشناسی تلاش­دارد به‌صورت روشمند ابعاد کلام را موردمطالعه قرار دهد. یکی از ابعاد کلام همان «مربع معنایی» در کلام است.