محاسبات دزیمتری داخلی رادیونوکلید لوتسیوم-177 مورد استفاده در رادیوسینووکتومی با استفاده از کد مونت کارلو

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، پژوهشکده مواد و چرخه سوخت هسته‌ای، تهران، ایران

2 پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، پژوهشکده کاربرد پرتوها، تهران، ایران

3 پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، پژوهشکده کاربرد پرتوها، تهران، ایران

4 پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، پژوهشکده کاربرد پرتوها، تهران، ایران

5 پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، پژوهشکده کاربرد پرتوها، تهران، ایران

doi
10.22052/rsm.2025.256486.1093
چکیده

این پژوهش با بهره‌گیری از کد شبیه‌سازی مونت کارلو MCNPX و رویکرد دزیمتری داخلیMIRD، به ارزیابی توزیع دز جذبی رادیونوکلید لوتسیوم-177 در فرآیند رادیوسینووکتومی پرداخته است. هدف اصلی، تحلیل الگوی توزیع دز در بافت هدف (سلول‌های پوششی سینوویوم)، بافت‌های بحرانی (سینوویوم، غضروف مفصلی و استخوان مفصل) و سایر اندام‌های حیاتی این روش درمانی بود. نتایج حاصل از پروفایل دز عمقی در مفصل سینوویال، نشان‌دهنده تمرکز بیشینه دز در لایه‌های سطحی سینوویوم و کاهش نمایی دز متناسب با افزایش عمق بود. برای اکتیویته تجمعی MBq1، دز جذبی در بافت سینوویال حدود mGy/MBq 3-10×85/3 و در اندام‌های دوردست نظیر کبد mGy/MBq 9-10×15/1 محاسبه گردید که نشان‌دهنده تمرکز بالای تابش در ناحیه هدف و حداقل پرتودهی به سایر اندام‌ها است. این الگو، انتخاب‌گری درمانی بالا را تأیید می‌کند، به‌گونه‌ای که دز دریافتی توسط بافت‌های سالم مجاور در محدوده ایمن باقی می‌ماند. همچنین، دز جذبی در اندام‌های دور دست مانند کبد، کلیه و طحال ناچیز است. فرآیند اعتبارسنجی با مقایسه مقادیر دز محاسبه‌شده توسطMCNPX  و داده‌های مرجع  ICRP انجام شد. تطابق نتایج، گویای دقت بالای شبیه‌سازی عددی و اعتبار نتایج بود. یافته‌ها مؤید آن است که رادیوسینووکتومی با لوتسیوم-177، به‌عنوان یک راهبرد ایمن و هدفمند، با تمرکز بهینه تابش بر بافت‌های پاتولوژیک و کاهش چشمگیر پرتودهی غیرضروری به ساختارهای سالم، قابلیت بالایی در بهینه‌سازی پروتکل‌های درمانی و کاهش عوارض جانبی دارد. این مطالعه، پایه‌ای علمی برای ارتقای اثربخشی بالینی در مدیریت سینوویت فراهم می‌نماید.