ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری ،گروه مدیریت،واحد بین الملل اوکراین،دانشگاه پیام نور، اوکراین.
doi
10.22034/jvcbm.2025.501861.1489چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران ارشد شرکتهای استان تهران که به روش نمونهگیری هدفمند غیر احتمالی تعداد 17 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از گراندد تئوری انجام شد. برای جمعآوری دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق استفاده شد و تحلیل دادهها با روش کدگذاری باز و محوری انجام گرفت. مصاحبهها تا اشباع دادهها ادامه یافتند و سپس با استفاده از نرمافزار MAXQDA 2022 تحلیل شدند. نتایج نشان میدهند 16 مقوله فرعی در قالب طبقات شش گانه که عوامل علی شامل شفافیت، آموزش و آگاهیبخشی، انطباق اخلاقی و تعریف نقشها و اهداف مشترک، از جمله عواملی هستند که به تقویت اعتماد کارکنان کمک میکنند. عوامل زمینهای همچون فرهنگ سازمانی و منابع؛ عوامل مداخلهگر مقاومت کارکنان و پیچیدگی سیستم است. راهبردها شامل آموزش و توانمندسازی کارکنان بهعنوان ابزارهای کلیدی در بهبود تعاملات انسان و ماشین شناخته میشوند. در نهایت، پیامدها این فرایند شامل پذیرش هوش مصنوعی، بهبود تعاملات انسان و ماشین، و افزایش عملکرد سازمانی میباشد.نتایج این تحلیل بر اهمیت ایجاد شفافیت، کاهش پیچیدگی سیستم، و ارتقای درک کارکنان از سازوکارها و مزایای هوش مصنوعی برای افزایش اعتماد شناختی تأکید دارد.