زبان پارسی و مردم فارس

نویسندگان

1 Retired Professor for Institute for Humanities and Cultural Studies

doi
چکیده

سوء‌تفاهمی در کار است که گروهی از ایرانیان را «فارس» می‌نامد. بنابر این برداشت و اشتباه، «مردم فارس» به کسانی دیگر، یعنی ترک زبان در آذربایجان و دیگر نقاط ایران، به اقوام کرد و بلوچ، عربی زبانان در خوزستان، و نیز ناگزیر لرها و مردمان گیلان  و مازندران، و حتی زرتشتیان اجحاف می‌کنند و ستمی روا می‌دارند. این مقاله می‌کوشد تا روشن سازد که اصلاً در بنیاد و اساس خود، چنین گمانی نادرست و ناروا است. این سو‌ءتفاهم از آن برمی‌خیزد که در ایران از دیرباز، از روزگار هخامنشیان، اقوامی مختلف، با زبانهایی مختلف می‌زیسته‌اند و می‌زیند، که حکومتی واحد، و دولتی مشترک، با روابط رسمی و قانونی فراگیر داشته‌اند و دارند. این مردم از همان زمان، زبان رسمی فارسی را، ابتدا در گفتار و کاربرد شفاهی، و سپس هم بصورت شفاهی و گفتاری، و هم بصورت نوشتاری به کار برده‌اند و از آن بسانِ ابزاری ارتباطی بهره جسته‌اند. از این جهت، در واقع شمار بسیاری از اینان دارای دو زبان مادری‌اند و دو زبانه به شمار می‌روند. درست نیست اگر آنان را که فقط یک زبان مادری دارند، سهواً «فارس» بنامیم و ادّعا کنیم که « مردم فارس» بواسطة نداشتن زبان مادری دیگری جز «زبان پارسی» بر دیگر مردم در این خطّة وسیع از جهان، و به اصطلاح در حوزة فرهنگ نوروز، به دیگران اجحاف و ستمی روا می‌دارند.