بررسی و دسته‌بندی معنایی اجزای کلام زبان فارسی برپایۀ نظریۀ لیبر

نویسندگان

1 دانشیار زبان‌شناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی دانشگاه سیتان و بلوچستان

doi
چکیده

لیبر برای دسته­بندی عناصر واژی هفت ذرۀ معنایی («ماده»، «پویا»، «وجرا» (وضع/ جایگاه رویدادی استنباطی)، «مکان»، «مقید»، «ساختمند» و «درجه‌پذیر») و یک اصل به نام اصل هم‌نمایگی ارائه کرده­است. در این نظریه هر عنصر واژی یک اسکلت معنایی (مرکب از یک/ چند مؤلفۀ معنایی و یک/ چند موضوع) و یک بدنۀ معنایی (مجموعۀ اطلاعات گویشور دربارۀ  آن عنصر واژی) دارد. اصل هم‌نمایگی موضوع­های عناصر را به هم گره­ می­زند و عنصری مرکب یا اشتقاق به ­دست ­می­دهد. هدف این پژوهش بررسی و دسته­بندی اجزای کلام زبان فارسی برپایۀ نظریۀ معنایی لیبر است. این پژوهش به پیروی از  لیبر برپایۀ مؤلفه­های «ماده» و «پویا» مقولۀ معنایی ماده/ شیء/ جوهر در زبان فارسی را به چهار گروه و برپایۀ مؤلفه­های «پویا»، «وجرا» و «مکان» مقولۀ معنایی موقعیت را به شش گروه و برپایۀ مؤلفه­های «وجرا» و «مکان» مقولۀ معنایی روابط را به چهار گروه دسته­بندی ­می­کند. نتایج پژوهش نشان­می­دهد که در زبان فارسی نیز مقولات نحویِ متفاوت، برای نمونه، فعل و حرف اضافه یا اسم و فعل دارای مؤلفه­های معنایی مشترک هستند و دسته­بندی معنایی نظریۀ لیبر را تأیید­ می‌کنند.