زبانشناسی‌شناختی: الگوی شناختی چشم در بوستان سعدی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان‌شناسی همگانی دانشگاه اصفهان

2 دانشیار گروه زبان‌شناسی و زبان‌های خارجی دانشگاه اصفهان

3 دانشیار گروه زبان‌شناسی و زبان‌های خارجی دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

در مطالعة حاضر که تلاشی میان­رشته­ای در حوزه­های ادبیات و زبان‌شناسی شناختی است تعامل استعاره، شناخت، بدن و فرهنگ بررسی می­شود. در این مقاله پاره­ای از عبارات مبتنی بر واژة چشم (دیده) در بوستان سعدی براساس رویکرد زبان‌شناسی ­شناختی تجزیه‌وتحلیل می­شود. بررسی داده­ها نشان می­دهد که چشم (دیده)، به شکل واژه­ای زایا در تجسم ذهن فارسی­زبانان از طریق یک الگوی شناختی مشارکت دارد و در آن به مفهوم­پردازی «احساسات» (عشق، تمایل، شادی، حسادت)، «قوای ذهنی» (دانستن، درک‌کردن،  فکرکردن)، «ارزش‌های فرهنگی» (احترام، مهمان­نوازی)، «ویژگی‌های شخصیتی» (حرص، بی­رحمی) و «پدیده­های محسوس و جسمانی» (مرگ، زمان) می­پردازد. نتایج همچنین نشان­دهندة حضور قالب­های شناختی استعاره، طرحواره­های تصویری و مجاز در این مفهوم‌پردازی است. نیز تصور بشر پیرامون ساختار بدن و وظایف اعضای آن در تعامل با الگوهای فرهنگی مصدری برای ظهور استعاره و مجاز مفهومی در هر زبان محسوب می­شود