اثر تغییر اقلیم بر آبدهی و ویژگی‌های چشمه‌های کارستی استان کرمانشاه

نویسندگان

1 استادیار اقلیم‌شناسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 دانش‌آموختة دکتری اقلیم‌شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانش‌آموختة دکتری ژئومورفولوژی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
چکیده

مناطق کوهستانی زاگرس چین‌خورده (حوضة الوند) و زاگرس مرتفع (حوضة قره‌سو) در استان کرمانشاه دارای آبخوان‎های کارستی متعدّدی بوده که توسّط چشمه‌های کارستی تخلیه می‌گردند. این آبخوان‌ها، منبع اصلی تأمین آب جوامع انسانی، اکوسیستم‌های حوضه‌ها و تأمین‌کنندة جریان پایة رودخانه‌های الوند و قره‌سو بوده و نقش حیاتی در پایداری محیط، استمرار و شکل‌گیری مدنیّت در مناطق مورد مطالعه دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی بر ویژگی‌های کمّی و رژیم آبدهی چشمه‌ها است. بدین منظور، ترکیبی از روش‌های آماری و مدل‌سازی استفاده شد. داده‌های مورد استفاده شامل بارش و دبی ایستگاه‌های وزارت نیرو، داده‌های بارش، پارامترهای دمایی، رطوبت نسبی و تابش خورشید برای ایستگاه‌های همدید و همچنین داده‌های طولانی‌مدّت GPCC است. نتایج آنالیز خودهمبستگی نشان داد در زاگرس مرتفع به‌جز چشمة یاوری، دبی سایر چشمه‌های کارستی به بارش وابستگی زیادی دارند. در مقابل، چشمه‌های زاگرس چین‌خورده وابستگی کمتری به بارش دارند، در این زون تنها دبی چشمه‌های ماراب و ریجاب به بارش وابستگی بالایی دارند. بررسی شرایط اقلیمی ایستگاه‌های همدیدی نمایندة هر زون نشان داد اقلیم منطقه طی دورة 2014-1986 تغییرات قابل توجّهی یافته و شرایط خشکی منطقه شدّت بیشتری پیدا کرده است، به طوری که بررسی داده‌های بارش ایستگاه‌ها و داده‌های شبکه‌ای نشان‌دهندة کاهش بارش و افزایش خشکسالی‌های متمادی و دوره‌ای در دو زون مورد بحث است. در مقابل، شرایط حرارتی از روند افزایشی معنی‎داری برخوردار شده است. بیشترین کاهش رطوبت و افزایش دمای منطقه از اواخر دهة 1990 قابل مشاهده است. بررسی شرایط کمّی و کیفی چشمه‌های منطقه در ارتباط با تغییرات اقلیمی، بیانگر تغییرات قابل توجّه آنها است، زیرا آبدهی چشمه‌های مورد مطالعه در دو دهة گذشته به تبعیّت از روند منفی بارش، دارای روند کاهشی بوده‌اند. خشکسالی‌های شدید و کاهش بارش بدون تأخیر زمانی سبب کاهش آبدهی چشمه‌های کارستی منطقة مورد مطالعه شده‌اند. ویژگی‌های کیفی چشمه‌های مورد مطالعه نیز تغییر کرده است که بیشتر تابع حجم آب ورودی به آبخوان بوده و رابطة معنی‎داری با نوسانات بارشی ندارد.