بررسی نمودها و نمادهای جعبۀ پاندورا در قصّههای عامیانۀ فارسی (مورد مطالعه: دارابنامۀ طرسوسی، قصّۀ حمزه و امیرارسلان نامدار)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22067/jls.2023.60421.0چکیده
در این پژوهش برآنیم تا برحسب مفهوم جهانیِ پاندورا و جعبۀ او، نمودها و نمادهای این جعبه را، بهمنزلۀ قرارگاه مسکونی شرّ و آفند در بافت قصّههای عامیانۀ مکتوب فارسی بکاویم. روش پژوهش از گونۀ استقرایی برحسب مطالعۀ کتابخانهای به شیوۀ اسنادی است. اساس این پژوهش مبتنی بر ساختارشناسی اسطوره است که از سه منظر تقابلهای دوگانه، اتحاد ژرفساختی اساطیر و استعاری بودن اسطوره به چرایی همانندی نمودهای شرّ در این قصهها با مفهوم جهانی جعبۀ پاندورا میپردازد. در این قصّهها جاها و مکانهایی که بهنوعی با عنصر یا عناصر شرّ در ارتباط است و منشأ آفت و آفند است، مصداق جعبۀ پاندورا تصور شده است. این مکانها از جهت معنایی، زبانی و استعاری و نیز از منظر «پیام» و «رمز» با جعبۀ پاندورا تفاوتی ندارند، تنها تفاوت آنها در روش ترکیب و «ظرف» آنهاست و گرنه «مظروف» یکی است. قصّههای موردپژوهش عبارت است از دارابنامۀ طرسوسی، قصّۀ حمزه و امیرارسلان نامدار. ملاک گزینش قصّهها بسامد این مکانهاست. پس از بررسی، پنج مکان در قالب قرارگاه مسکونی شرّ و نماد و نمود جعبۀ پاندورا تلقی شدند: باغ، چاه و زیرزمین، صندوق، حصار، قلعه یا شارستان و جزیره. در این میان بسامد شارستان و قلعه در این قصّهها بیش از دیگر مکانهاست و در دارابنامه، بیش از دو قصّۀ دیگر است. قهرمانان قصّهها نیروهای خیر هستند تا شرّ و آفند و بدی را یا نابود سازند یا محبوس کنند؛ بنابراین همۀ آنان استعاره از «امید» هستند، همان «امید»ی که در افسانۀ پاندورا بدان اشاره شده است. نتیجۀ کنجکاوی و سلوک (Quest) قهرمان رسیدن به این مکانهایی است که مکمن و معدن آفت و شر هستند. چرایی همانندی این مکانها با جعبۀ پاندورا چندوجهی است: یکی از جهت ذات واحد و همسان ساختار اساطیر است، دیگر از جهت زبانی و بیان استعاری. از این گذشته «مادینگی» یک وجه مهم و برجسته در این همانندی است؛ پاندورا یک زن است، یک مادینه است؛ چنانکه مکانهایی همچون باغ، چاه، زیرزمین، درّه و شکاف، جزیره (از جهت ارتباط ذاتیاش با آب) و صندوق نمادهای مادینگی هستند و ازاینجهت نماد آنیمای منفی میتوانند باشند.