شرحی بر قصیده جملیه' یا شرحی بر روایت یک خاطرة جمعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی تهران، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی تهران، ایران
doi
10.22067/jls.2023.81355.1422چکیده
توجه روایتشناسان بهگونهای از زاویهدید ما-راوی که قابلتقلیل به انواع دیگر روایت نباشد، ریشه در مطالعات میانرشتهای دارد که در آنها تلاش شده است اثبات گردد اساساً روایتگری بهصورت جمعی امکانپذیر است. یکی از ژانرهایی که میتواند بستر کارآمدی برای بهکارگیری این شیوه باشد، خاطرهگویی بهصورت جمعی است. ژانر خاطره با پیروی از الگوی کارکرد ذهن پرداخته میشود و برای باورپذیر شدن روایت، نویسنده حتی خطاهای رایج در فرآیند تداعی معانی در ذهن را نیز شبیهسازی میکند. از سوی دیگر خاطرۀ جمعی که از زبان راوی جمعی روایت میشود، از ظرفیتهای منحصر بهفردی مثل غلبه بر محدودیّت اوّلشخص مفرد (به شکل کلاسیک) و محصور نبودن در زمان و مکان بهره میبرد. این پژوهش با خوانش داستان شرحی بر قصیدۀ جملیه که روایتی در ژانر خاطره با روایتگری جمعی است، نشان میدهد گلشیری چگونه امکانات این دو مقوله را در تلفیق با یکدیگر در داستانی واحد به کار برده و چگونه با افزودن لحن کهنگرایانه و طنزگون، سبکی نوآورانه در ما-روایت ایجاد کرده است که از طرفی مؤید راوی جمعی عاملی برای فاصلهگذاری باشد و از طرف دیگر جهتگیری نویسنده را در قبال سوژه مرکزی داستان که تصویری آیینی-شبهمذهبی است، نشان دهد.