کارکرد الگویی شخصیت‌پردازی بر مخاطب؛ مطالعه موردی عروسک باربی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکدة معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق(ع)

2 دانشجوی دکتری دانشکدة معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق(ع)

doi
10.30497/rc.2013.1298
چکیده

مقالة حاضر، در بخش اول به تبیین رویکردهای نظری و ارائه­ی مدل­های تطبیقی عرصة تأثیر و تقابل کارکردی الگو در فضای ذهن و عین مخاطب، پرداخته و در بخش دوم به مطالعة موردی در مصداق عروسک باربی می­پردازد. در رویکرد نظری، در مقام تأثیر الگو بر مخاطب، به ابعاد مسئله در سه سطحِ مدلِ نظری، تقلیل تئوریک و تحلیل پرداخته می‌شود؛ در سطح اول تحلیل، کارکرد اساسی الگو، «همزادپنداری» در نظر گرفته شده است، که خود در سطح تحلیل دوم به سه کارکرد «مطلوب آرمانی»، «معیار خوب و بد» و نیز «سبک زندگی»، توسعه می­یابد. از منظر تفکیک حوزه­های عینیت و ذهنیت نیز، کارکرد شخصیت الگو بر مخاطب، در پنج سطح بینش، دانش، گرایش، روش و کنش، ذکر می‌گردد. پس از آن «مفهوم­شناسی متنی و فرهنگی» سه واژة متشابه «اسوه»، «اسطوره» و «قالب» با یک ماتریس تطبیقی و مقایسه‌ای برای تبیین تفاوت کارکردگرایانه رویکرد تولیدی و شخصیت‌سازی در نگاه اسلامی و غربی ارائه می‌گردد. در پایان با توجه به تأثیر متقابل ذهنیت و عینیت  از دو منظر حرکت از بعد مادی به بعد ذهنی، و حرکت از بعد ذهنی به بعد مادی، تلاش می‌شود، حوزة الگوسازی، با مطالعة موردی عروسک باربی، در بستر کلان مفهومی تقابل الگویی تمدنی غرب با تمدن اسلامی، و به ویژه «اسلام‌هراسی» پس از حادثة یازده سپتامبر، شاهدی بر تعین و تشخص تحلیلی در حوزة الگوها ارائه شود.