دیپلماسی عمومی آمریکا در خاورمیانه؛ تداوم یا تفاوت؟
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ مطالعات جهان، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
10.30497/rc.2013.1306چکیده
باراک اوباما پس از به قدرت رسیدن تغییرات ساختاری در دیپلماسی عمومی آمریکا بهخصوص نسبت به جهان اسلام را در کانون توجه دولت خود قرار داد و از اصطلاحاتی نظیر دیپلماسی عمومی نوین،[i] دیپلماسی عمومی مبتنی بر گفتگو،[ii] دیپلماسی عمومی فرهنگمحور،[iii] دیپلماسی عمومی شبکهای،[iv] و دیپلماسی چندشریکی[v] سخن به میان آورد، اما واقعیت امر آن است که وی نیز همانند دولتهای پیشین از دیپلماسی عمومی بهعنوان ابزاری برای تبلیغات سیاسی و اقناع افکار عمومی برای حفظ امنیت و بقای رژیم صهیونیستی، تسلط بر منابع نفتی و اقتصادی خاورمیانه و تأمین منافع آمریکا استفاده نمود. بر همین اساس، مقاله حاضر میکوشد تا با استفاده از چارچوب نظری دیپلماسی عمومی نوین به بررسی مفهوم، ابعاد، سابقه، روشها و راهکارهای دیپلماسی عمومی آمریکا پس از 11 سپتامبر 2001 بپردازد. در همین راستا درصدد پاسخگویی به این سؤال اصلی میباشیم که ساختار دیپلماسی عمومی ایالات متحده آمریکا پس از 11 سپتامبر 2001 از چه الگویی پیروی نموده است؟ مقاله به این نتیجه میرسد که آمریکا با پیروی از الگوهای سنتی دیپلماسی عمومی و ارتباطات یکسویه پس از 11 سپتامبر 2001، همچنان از این مقوله بهعنوان ابزاری برای تبلیغات سیاسی و اقناع افکار عمومی جهان بهمنظور تأمین منافع و اهداف سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود استفاده نموده است. [i]. new public diplomacy. [ii]. dialogue-based diplomacy. [iii]. culture-centered diplomacy. [iv]. network-oriented diplomacy. [v]. multistakeholder diplomacy.