استقرار متوازن و توسعة نامتوازن: تحلیلی بر نظام شهری غرب کلان منطقة زاگرس با تأکید بر ناپایداری و ناکارآمدی شهرهای کوچک

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه پیام نور، جغرافیا و برنامه ریزی روستایی

2 عضو هیئت‌علمی و دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه پیام نور

3 دانشیار دانشگاه پیام نور، جغرافیا و برنامه ریزی شهری

doi
چکیده

نظام شهری ایران به دلیل تمرکز امکانات و خدمات در شهرهای بزرگ، از الگوی کهکشانی در قبل از سال 1300، به الگوی زنجیره­ای متمایل شده است. این الگو، ضمن بر هم زدن روابط منطقی شهرهای کوچک، میانی و بزرگ با یکدیگر، باعث آشفتگی و عدم تعادل فضایی در نظام شهری - منطقه­ای آن شده است که در غرب کلان­منطقة زاگرس نیز به مقدار بیشتری وجود دارد.  هدف این پژوهش، تحلیل و کاهش عدم تعادل­های شهری - منطقه­ای و فضایی منطقة مطالعاتی با روش توصیفی - تحلیلی است، از روش­های کتابخانه­ای بر مبنای سرشماری­ها و در تحلیل فضایی از مدل رتبه - اندازه و شاخص­های چهارشهر و نخست شهری و فن GIS و نرم­افزارExcel نیز استفاده شده است. نتایج نشان می­دهد علی­رغم استقرار متوازن شهرها در سطح منطقه، توزیع و بارگذاری جمعیّت در بین رده­های جمعیّتی و طبقات شهری آن با ناموزونی و عدم تعادل­های شدید در نظام شهری مواجه است. به طوری که روستا - شهرها و شهرهای کوچک با 90 درصد شهرها، 32 درصد جمعیّت را داشته­اند که فقط به اندازة جمعیّت نخست شهر کرمانشاه است. رتبه - اندازة موجود شهرها به ویژه در قاعدة هرم شهری به شدّت با رتبه - اندازة مطلوب آنها اختلاف دارد و سنجش بلندمدت درجة نخست شهری بر اساس شاخص­های یاد شدهروند صعودی به سمت عدم تعادل و ناموزونی بیشتر را نشان می­دهد. علی­رغم تأکید سیاست‌های توسعة شهری - منطقه­ای بر رویکرد شهرهای کوچک در رفع نابرابری­ها، امّا روندهای شهرنشینی منطقه، برخلاف سیاست‌های فوق، تمرکزگرایی و قطبش بیشتر را موجب شده و شهرهای کوچک با وجود سهم 40 درصدی، نه تنها نتوانسته­اند یکپارچگی و تعادل فضایی را پس از 35 سال بهبود بخشند، خود نیز با ناپایداری و ناکارآمدی مواجه‌اند. این مسائل با نبود پیوندهای لازم بین طبقات شهری منطقه، موجب ناهمگونی، ناکارآمدی و تکامل نیافتگی نظام شهری آن شده است.