کاوشی در فرانظریههای علوم اجتماعی و انسانی؛ ملزومات رفتن بهسوی فرانظریهورزی اسلامی
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق(ع)دانشگاه امام صادق (ع)
doi
10.30497/rc.2013.1315چکیده
نظریهها در علوم اجتماعی و انسانی بیطرف نیستند و با مطالعه آنها و کاوشِ مبناهای مختلف ماقبل نظری که بر آن استواراند، میتوان به فرانظریههای آنها پی برد. فرانظریه شاکلهای مشتمل بر مؤلفههای فرانظری است که همان پیشفرضهای ماقبل نظری هستند. پیشفرضهای فرانظری اغلب پنهاناند و با فرانظریهورزی و مطالعه نظریهها که خود منجر به معرفتی درجه دوم میشود، آشکار میشوند. فرانظریهورزان از پیشفرضهای فرانظری مختلفی یاد میکنند که میتوان در مجموع آنها را اینگونه نام برد: پیشفرضهای فراطبیعی، جهانشناختی، منطقی، هستیشناختی، معرفتشناختی، روششناختی، ارزششناختی، رویهشناختی، علتشناختی، اخلاقی، و زیباییشناختی. فرانظریهورزان همچنین، با توجه به اختلاف میان نظریهپردازان در پیشفرضهای مذکور و بهطور کلی، با توجه به نحلهها و جهتگیریهای فلسفی شاخص و نافذ در علوم، از چند فرانظریه اصلی نام بردهاند که میتوان آنها اینگونه برشمرد: فرانظریههای اثباتگرایی، پسامدرنیسم، واقعگرایی انتقادی، هرمنوتیک و فرانظریه انتقادی. هر فرانظریه، فرانظریهورزی خاص خود را نیز دارد؛ یعنی دربارۀ جنبههای روشی که برای ساختن و پیدا کردن فرانظریهها استفاده میشود نیز موضع خاص خود را دارد. این مقاله فرانظریهورزی را بهمثابه راهی بهسوی نظریههای دینی در علوم اجتماعی و انسانی از رهگذر یافتن فرانظریه(های) اسلامی این علوم مطرح میکند.