شناسایی الگوی رشد کسب و کارهای کوچک و متوسط در صنعت غذایی ایران، با استفاده از نظریه برخاسته از داده ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت استراتژیک دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس

3 استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس

4 دانشیار دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jed.2018.224841.652087
چکیده

در دهه‌های گذشته یکی از دغدغه‌های عمده در حوزۀ صنایع غذایی ایران، شکست کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در تبدیل آن‌ها به شرکت‌های رشدیافته و شناخته‌شده بوده است. با توجه به سهم عمدۀ آن‌ها در رشد اقتصادی، این مسئله بیان می‌شود که الگوی رشد کسب‌وکارهای مذکورکدام است؟ به‌منظور رسیدن به الگوی رشد این کسب‌وکارها، از روش کاربردی (بر حسب هدف)، رویکرد کیفی (بر اساس گردآوری نظامند داده‌ها) و راهبرد داده بنیاد استفاده شد. گردآوری داده‌ها، طی مصاحبۀ عمیق با 13 نفر از مؤسسان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، در حوزۀ صنایع غذایی استان تهران صورت گرفت که فرایند رشد را تجربه کرده‌اند. روش نمونه‌گیری در این پژوهش، گلولۀ برفی است و الگوی به‌دست‌آمده نشان می‌دهد، مقولۀ اصلی که به پیامدهای رشد منجر می‌‌شود، استمرار اشتیاق کارآفرینانه است. چنانچه برخی شرایط زمینه‌ساز، بر استمرار اشتیاق کارآفرینانه تأثیرگذار باشد، می‌توان از طریق راهبردها و تحت تأثیر ویژگی‌های محیطی و واسطه‌ای خاص، شاهد رشد این شرکت‌ها بود و بر این اساس، سیر داستان ترسیم می‌‌شود.