تاثیر روش های آموزشی مهارت پات گلف بر خودکارآمدی: نقش واسطه ای بازپردازش آگاهانه

نویسندگان

1 گروه رفتارحرکتی، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه خوارزمی

2 گروه رفتارحرکتی، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 گروه رفتارحرکتی، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه خوارزمی

4 گروه رفتارحرکتی، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه بوعلی

doi
10.22034/mmbj.2026.67280.1187
چکیده

هدف: هدف این پژوهش مقایسه تأثیر دو روش آشکار و قیاسی بر عملکرد حرکتی و خودکارآمدی با توجه به نقش واسطه‌ای ظرفیت بازپردازش آگاهانه انجام شد.روش: جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر ۱۳ تا ۱۵ سال بودند که تعداد 90 نفر بعنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمرات پرسشنامه تمایل بازپردازش آگاهانه به دو گروه بالا و پایین تقسیم شدند. سپس به صورت تصادفی در شش گروه (آشکار با بازپردازش بالا/ پایین، قیاس با بازپردازش بالا/ پایین، و کنترل) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تمایل بازپردازش آگاهانه، آزمون عملکرد پات گلف (فاصله توپ تا هدف)، و پرسشنامه خودکارآمدی بندورا بودند. روش اجرا در شش جلسه (پیش‌آزمون، تمرین، پس‌آزمون) و با ارائه دستورالعمل‌های آموزشی انجام شد. یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، نشان داد که هر دو روش آموزشی منجر به بهبود عملکرد و خودکارآمدی شدند، اما گروه قیاس عملکرد بهتری نسبت به گروه آشکار داشت (p<0.05). همچنین، گروه‌های آشکار و قیاس هر دو نسبت به گروه کنترل، خودکارآمدی بالاتری نشان دادند (p<0.05)، اما تفاوت معناداری بین این دو روش در افزایش خودکارآمدی مشاهده نشد. برخلاف انتظار، ظرفیت بازپردازش آگاهانه نقش معناداری در تأثیر روش‌های آموزشی بر خودکارآمدی نداشت . نتیجه‌گیری: روش قیاسی به‌دلیل کاهش بار شناختی، عملکرد حرکتی را بهبود می‌بخشد، درحالی که هر دو روش آشکار و قیاسی به یک اندازه در ارتقای خودکارآمدی مؤثرند. با این حال، عدم تأثیر ظرفیت بازپردازش آگاهانه بر نتایج، نشان می‌دهد که احتمالا عوامل دیگری مانند ماهیت تکلیف یا سطح مهارت یادگیرنده، نقش کلیدی در نتایج داشته باشند.