تحلیل پایداری اجتماعی تولید برنج در شهرستان شفت
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 استادیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
3 دانشیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22124/cr.2024.28608.1838چکیده
مقدمه: در صنعت کشاورزی و مواد غذایی، چرخه حیات اجتماعی یک زمینه نوظهور است که هدف آن تعیین کمیت اثرات اجتماعی مانند شرایط کار، تاثیرات جامعه و نگرانیهای حقوق بشر را در بر میگیرد. انتشار دستورالعمل ارزیابی چرخه حیات اجتماعی محصولات و خدمات در سال 2009 تحولی نو و شگرف در زمینه ارزیابی چرخه حیات بهوجود آورد. در شرایط کنونی که بهسمت توسعه پایدار و تولید و مصرف مسئولانه حرکت میکنیم، نه تنها لازم است به بهبود شرایط زیستمحیطی توجه شود، بلکه باید به بهبود شرایط اجتماعی تولید محصولات نیز توجه کرد. ارزیابی چرخه حیات اجتماعی بهعنوان مؤثرترین راهکار برای ارزیابی تأثیرات اجتماعی محصولات در طول چرخه حیات آنها ارائه شده است. هدف از این مطالعه، بررسی اثرات اجتماعی تولید برنج، وضعیت اجتماعی موجود و همچنین وضعیت مورد انتظار آن بهمنظور ارائه راهکارهای موثر و مفید جهت دستیابی به توسعه پایدار تولید برنج بود.مواد و روشها: تحقیق حاضر در سال 1403 در شهرستان شفت استان گیلان انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 407 نمونه تعیین شد که بهصورت تصادفی از جامعه آماری انتخاب شدند. جامعه آماری مورد مطالعه، پنج گروه از ذینفعان شامل مدیران کارخانههای شالیکوبی (44 نفر)، کارگران کارخانههای شالیکوبی (78 نفر)، شالیکاران (95 نفر)، کارگران مزارع شالی (95 نفر) و جامعه محلی (95 نفر) بودند. بهمنظور بررسی اثرات اجتماعی تولید برنج چهار شاخص اجتماعی شامل حقوق انسانی، میراث فرهنگی و توسعه جامعه، شرایط کاری و پیامدهای اقتصادی- اجتماعی مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات مورد نیاز بهصورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بهدست آمد.یافتههای تحقیق: نتایج این مطالعه در مجموع نشان داد که شرایط اجتماعی حاکم بر چرخه تولید برنج در شهرستان شفت، نسبتاً مطلوب بود. از دیدگاه گروه ذینفع کارگران کارخانهها و کارگران مزارع شالی، برخی از شاخصهای اجتماعی مانند شرایط کاری، وضعیت متوسط و برخی دیگر مانند شاخص میراث فرهنگی و توسعه اجتماعی، وضعیت ضعیفی داشتند. همچنین، در دو زیرشاخص آزادی اجتماعی و مذاکرات دستهجمعی کارکنان با کارفرما و حقوق عادلانه، کارگران مزارع شالی وضعیت مطلوبی نداشتند. تعداد زیادی از کارگران نیز از حقوق اولیه خود بیاطلاع بودند که این امر باعث بهوجود آمدن اختلافات کارگری و کارفرمایی و بیمیلی کارگران نسبت به انجام درست کارها و در نتیجه نارضایتی هر دو گروه بود.نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که اگرچه شرایط اجتماعی حاکم بر چرخه تولید برنج در جامعه مورد مطالعه در مجموع نسبتاً مطلوب یود، اما برخی از شاخصهای اجتماعی وضعیت مناسبی نداشتند. با ارتقای رضایتمندی و رفاه کارگران، این بخش میتواند نیروی کار پایدارتر و مسئولیتپذیرتری باشد و بهدنبال آن، جنبههای پایداری اجتماعی نیز در شرایط مطلوبتری قرار خواهند گرفت.