ارائه مدل علّی خودآگاهی در بیماران مبتلا به ام اس بر اساس تحول دیداری-فضایی؛ نقش واسطه ای تعادل ذهنی(کاربرد تحلیل مسیر)

نویسندگان

1 گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 888-56441 تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد روانسنجی، دانشگاه علامه طباطبایی تهران، تهران، ایران

3 عضو هیات علمی، گروه روانشناسی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

4 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد گرمسار، گرمسار، ایران

5 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد بروجرد، بروجرد، ایران

doi
10.22034/mmbj.2025.63120.1109
چکیده

هدف مطالعه حاضر ارائه مدل علّی خودآگاهی بر اساس تحول دیداری‌فضایی با نقش واسطه‌ای تعادل ذهنی بود. طرح پژوهش حاضر کاربردی و به لحاظ جمع‌آوری داده‌ها کمی و مبتنی بر رویکرد همبستگی با استفاده از تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به ام‌اس شهر بروجرد در سال 1403-1402 بودند که تعداد 300 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسشنامه-های تحول دیداری‌فضایی، تعادل ذهنی و پرسشنامه خودآگاهی برای گردآوری داده‌ها استفاده شد. داده‌های بدست آمده با استفاده از نرم-افزارهایSPSS نسخه24 و AMOS تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که ضرایب استاندارد مسیر تحول دیداری‌فضایی به تعادل ذهنی(001/0>P، 60/0=β)، مسیر تحول دیداری‌فضایی به خودآگاهی(001/0>P، 67/0=β) و ضریب استاندارد مسیر تعادل ذهنی به خودآگاهی(001/0>P، 57/0=β) در سطح معنی‌داری01/0>p معنی‌دار است. همچنین یافته‌ها نشان داد که 34 درصد از واریانس تعادل ذهنی و 42 درصد از واریانس خودآگاهی به‌وسیله مدل حاضر تبیین شد. علاوه بر این برای بررسی معنی‌داری نقش میانجی تعادل ذهنی از روش بیشینه‌نمایی بوت‌استراپ در نرم‌افزار AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که تعادل ذهنی در بین رابطه بین تحول دیداری‌فضایی و خودآگاهی به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش می‌کند. بنابراین و با توجه به نتایج بدست آمده بدیهی است که افزایش تعادل ذهنی و به تبع آن افزایش سطح تحول دیداری‌فضایی باعث ارتقای میزان خودآگاهی در بیماران مبتلا به ام‌اس می‌شود که پیشنهاد می‌شود که مسولین ذیربط به نقش تعادل ذهنی به عنوان میانجی و ارتقادهنده تحول دیداری‌فضایی و خودآگاهی توجه بیشتری داشته باشند.