به دستش یکی تند سارنج بود(ابهام‌زدایی از رزم‌افزاری ناشناخته)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آیت الله بروجردی، بروجرد، ایران

doi
10.22067/jls.2023.81333.1412
چکیده

در منابع کهنِ سلاح‌شناسی و نیز متون تاریخی و پهلوانی، گاهی از رزم‌افزارهایی نام برده شده است که امروزه برای پژوهشگران و محققان ادبِ حماسی و پهلوانی، ناآشنا و غریب می‌نماید. یکی از این رزم‌افزارها، « سارنج » نام دارد که ظاهراً برای نخستین‌بار در منظومة زرّین‌قبانامه –که از منظومه‌های بلندِ پهلوانیِ عهد صفوی است- از آن یاد شده است و مصححِ فاضلِ آن، اظهار داشته‌اند که این واژه را در فرهنگ‌ها و متون نیافته‌‌اند و فعلاً منحصر به یگانه کاربردِ آن در زرّین‌قبانامه است. نگارندة این جستار، با پژوهش در متون پهلوانی، تاریخی و قصه‌‌های بلندِ عامیانة ماجراجویانه، علاوه بر یافتنِ نمونه‌هایی دیگر از سارنج ، و توصیفِ شکل و ساختارِ ظاهری این رزم‌افزار و نحوة به‌کارگیریِ آن توسط طبقه‌ و گروهی خاص از پهلوانان و جنگجویان، به این نتیجه رسیده است که واژة سارنج برای نخستین‌بار، در ریختی کهن‌تر و اصیل‌تر، در قرن ششم و هفتم استفاده می‌شده است و پس از آن، در زنجیره‌ای دَرهم و پیچیده از تصاحیف و تغییرات، به سارنج مبدّل گردیده است.