طباطبایی و نظریۀ «روح معنا» در تبیین الفاظ متشابه قرآن

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تربیت مدرس تهران.

2 دانشیار دانشگاه مفید

3 استاد دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات

doi
10.22091/pfk.2012.105
چکیده

    دربارۀ الفاظ متشابه قرآن مانند لوح، قلم، عرش، کرسی و ... دو دیدگاه اصلی وجود دارد. یک نظر آن است که این واژه‌ها در معانی محسوس، حقیقت، و در معانی معقول مجازند، اما طبق دیدگاه دیگر این واژه‌ها در معانی معقول هم حقیقت‌اند. طبق این دیدگاه، که آن را با الهام از غزالی «نظریۀ روح معنا» نامیده‌ایم، الفاظ بر ارواح معانی وضع شده‌اند و خصوصیات مصادیق در معنای اصلی وجود ندارد. اصل این دیدگاه از غزالی است و بسیاری از عارفان و حکیمان پس از او هم آن را پذیرفته‌اند. این دیدگاه خود به سه صورت قابل تقریر است که دیدگاه طباطبایی در المیزان دربارۀ این الفاظ نیز با یکی از این تقریرات سه‌گانه مطابقت دارد.