فیلسوف- پیامبر به عنوان زمامدار آرمانی در اندیشه سیاسی ایران میانه
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه مطالعات خارجی هنکوک، کره جنوبی
doi
10.22091/pfk.2012.94چکیده
اگر بخواهیم مهمترین وجه مشخصه اندیشه سیاسی ایرانی را در سدههای میانه شناسایی کنیم باید به نظریه زمامداری رجوع کنیم. نظریه زمامداری محور اندیشه سیاسی ایران در سدههای میانه است، چنانکه زمامدار آرمانی، به نوبه خود، محور نظریه زمامداری است. این نوشته میخواهد با نگاهی تحلیلی به نظریه زمامداری آرمانی مهمترین مشخصههای زمامداری را در اندیشه سیاسی ایران شناسایی و معرفی کند. فرضیه اصلی این نوشته آن است که فیلسوف - پیامبر نقطه ثقل اندیشه سیاسی ایران در دوره یاد شده است. این نوشته بر آن است که با جستوجو در اندیشههای نمایندگان اصلی جریانهای فکری در ایران میانه، کسانی چون فارابی، ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا، زمامدار مورد نظر آنها را جستوجو کرده و چهره اصلی آنها را بازسازی کند. به نظر نگارنده، چهره اصلی زمامدار در نوشتههای این نمایندگان اصلی تفکر ایرانی فیلسوف - پیامبر است. یعنی کسی است که خصوصیات شاه آرمانی ایرانی، فیلسوف افلاطونی، پیامبر اسلامی و امام شیعی را در خود جمع دارد. نگارنده کوشیده است با بازسازی چهره زمامدار آرمانی در جریانهای اصلی تفکر ایرانی در عین حال محور مشترک این جریانهای فکری را شناسایی و معرفی کند.