طراحی شاخص های سنجش مفهوم عادت واره کسب و کار(مورد مطالعه شرکتهای رشد و دانشبنیان دانشگاه فردوسی مشهد)
نویسندگان
1 استاد جامعه شناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه فردوسی مشهد
2 دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشیار جامعه شناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jisr.2021.249959.620چکیده
با توجه به اینکه بسیاری از شرکتهای نوپا و نوآور توسط دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی تشکیل شده است، یکی از مهمترین مشکلات این شرکتها توانمندی ورود به بازار است. این توانمندی معمولاً به تدریج و در اثر فعالیتهای مختلف در میدان کسب و کار در فرد درونی شده و جزئی از عادات و رفتار او میشود که میتواند به مثابه عادتواره کسب و کار راهنمای عملی وی باشد. هدف تحقیق حاضر طراحی شاخصهای سنجش مفهوم عادتواره کسب و کار است. جامعه آماری کلیه اعضای فعال در شرکتهای رشد و دانشبنیان دانشگاه فردوسی مشهد و حجم نمونه که به روش نمونهگیری به شکل تصادفی از لیست اعضای شرکتها انتخاب شده، برابر با 204 نفر است. عادتواره کسب و کار در این تحقیق شامل چهار بعد نوآوری، تعامل اجتماعی، بازارگرایی و ارائه طرح کسب و کار بر اساس چهار نوع سرمایه در میدان کسب و کار است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که نمره میانگین شاخص عادتواره کسب و کار اعضای شرکتهای رشد و دانش بنیان دانشگاه در حد متوسط است. از بین ابعاد مرتبط با این شاخص میانگین متغیر نوآوری از سایر ابعاد دیگر عادتواره کمتر است در حالی که سه بعد دیگر تقریبا در حد متوسط با هم برابر هستند. نتیجه پژوهش اینکه استراتژی شکلگیری عادتواره کسب و کار داشتن توانمندی بازارگرایی با شناخت مناسب بازار، توانایی تعاملات اجتماعی در کسب و کار با استفاده از روابط عمومی بالا، داشتن توانایی نوآوری در تمام بخشهای کسب و کار و داشتن توانایی تجاریسازی یعنی قدرت ارائه ایدههای مناسب و کاربردی است.