تحلیل نسبت امنیت جامعوی و بحران‌های هویتی: بر اساس نظریۀ محرومیت نسبی

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق عمومی و بین الملل دانشگاه شیراز

2 دانش آموخته دکتری حقوق بین الملل و پژوهشگر میهمان در دانشگاه کویینز، کانادا

3 دانشیار مطالعات ایران در دانشگاه ملی استرالیا

doi
10.22059/jsr.2025.370627.1933
چکیده

هویت در ابعاد متفاوت خود، امروزه به یکی از چالش‌ها و بحران‌های اصلی بر سر راه امنیت و صلح جامعۀ انسانی تبدیل شده است. اهمیت چالش‌های میان رشته‌ای در مباحث آکادمیک هویت-محور به حدی است که پاسخ علمی محض به مسأله‌ی هویت گروه‌های فرهنگی به معنای عام کلمه بدون پرداختن به چالش‌های امنیت جامعوی گمراه‌کننده به نظر می‌رسد. با گسترده شدن مفهوم امنیت و فراتر رفتن آن از مفهومی مضیق که فقط امنیت دولت‌ها را مدنظر داشت و به عبارتی دیگر «انسانی شدن مفهوم امنیت»، درکی نو از «تهدید امنیتی» و راهکارهایی برای برون‌رفت از آن نیز پدید آمده است. این مقاله در تلاش است تا بیان کند هویت گروهی، اعم از مذهبی، قومی، ملی، زبانی و جنسی به خودی‌خود قادر نیست تبدیل به یک «بحران امنیتی» شود. با تبیین نظریۀ «محرومیت نسبی» و تأثیر آن بر امنیت جامعوی، سیاسی نمودن هویت‌های گروهی را می‌توان عاملی جدی برای به خطر افتادن امنیت و ثبات جامعۀ انسانی در سطوح مختلف داخلی، منطقه‌ای و جهانی دانست.

کلیدواژه‌ها