تجربه زیسته فرزندخوانده ها در خانواده جانبازان قطع نخاعی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2025.363725.1892چکیده
موضوع فرزندخواندگی در خانوادهای جانبازان قطع نخاعی ناشی از معلولیت، ناتوانی و یا کم توانی جنسی یک مسئله بسیار مهم و دارای اهمیت است. طبیعی به نظر می رسد که تجربه زیسته این فرزندان، نسبت به فرزندان عادی در زمینه های مختلف متفاوت و متمایز باشد به همین جهت موقعیت و روایت آنان از چنین موقعیت، نحوه کنار آمدن با آن پرسش اصلی این پژوهش است. فهم و دریافت چنین تجربه ای به اقتضای موضوع، هدف و نگاه کاربردی پژوهش مستلزم اتخاذ روش مناسبی تحت عنوان روش "پدیدارشناسی توصیفی" بوده است. جمع آوری اطلاعات و داده ها تا رسیدن به نوعی تایید پذیری از طریق اشباع نظری با روش هدفمند با 10 نفر از این افراد مصاحبه عمیق و نیمه ساخت یافته صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد روایت های مصاحبه شوندگان از تجربه زیسته خود را می توان در سه مقوله کلی و محوری"هویت یابی"، "روابط خانوادگی" و همچنین "نوع مواجه جامعه" طیف بندی و مفهوم بندی کرد. در زمینه هویت یابی برخی به راحتی با موقعیت فرزند خواندگی خود کنار آمده اند (پذیرش). عده ای دیگر با نوعی ابهام در این زمینه دچار تعارضات شدیدی شدند(ابهام) و برخی نیز در میانه این دو قرار می گیرند (دوگانگی). در زمینه "روابط خانوادگی" آنان بیشترین چالش در تعاملات را با اقوام نزدیک داشته اند (چالش قرابتی). در نهایت در خصوص مواجهه آنان با جامعه نسبت به تعاملات خویشاوندی و خانوادگی با کمترین چالش مواجه بودند.( پیوند اجتماعی).