تأثیر عوامل غیرمعرفتی بر فرآیند کسب معرفت
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه پیام نور.
doi
10.22091/pfk.2011.123چکیده
یکی از پرسشهای جدیای که امروزه پیش روی معرفتشناسان قرار دارد این است که آیا انسان در دستیابی به معرفت، با موانعی رو به رو است یا نه؟ نقش و تأثیر عوامل غیرمعرفتی بر فرآیند کسب معرفت، موضوع مهمی است که نخستین بار مورد توجه ویلیام جیمز، فیلسوف و روانشناس معروف آمریکایی، قرار گرفت. وی در مقالة مشهور «ارادة معطوف به باور» نشان داد که به رغم این پندار که باورهای ما معمولاً به پشتوانه استدلال اخذ میشوند، همواره این عوامل غیرمعرفتی متعلق به سرشت غیرعقلانی ما هستند که باورهای ما را شکل میدهند. به بیان دیگر، از دیدگاه جیمز رد پای سرشت عاطفی - ارادی ما که از علائق و احساسات، بیمها و امیدها، امیال، خواستهها و آرزوهای ما و ... شکل میگیرد، در باورهای ما به خوبی قابل پیگیری است. البته سخن جیمز تنها بر سر تأثیرات منفی این ساحات نبود، بلکه او حتی گاه پیروی از سرشت عاطفی - ارادی را از جمله حقوق معرفتی انسان میشمرد و این، خود، نشانگر تأثیرگذاریهای مثبت ساحتهای غیرعقیدتی بر ساحت عقیدتی است. در این مقاله، به بحث تأثیر عوامل غیرمعرفتی بر معرفت یا به تعبیر دیگر، تأثیر ساحتهای غیرعقیدتی بر ساحت عقیدتی، با تأکید بر آراء ویلیام جیمز در این باب میپردازیم.