بررسی ارتباط ضرورت با گزارۀ پیشینی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه قم
2 دانشجوی دکترای فلسفه – استاد همکار مجتمع امام خمینی) ره( .
doi
10.22091/pfk.2011.122چکیده
از تفاوتهای مهم بین معرفت پیشینی و پسینی این است که ما در معارف پیشینی صرفاً به حمل محمول بر موضوع پی نمیبریم، بلکه به ضرورت و الزام این حمل نیز منتقل میشویم. کانت گزارههای متافیزیکی، علمالطبیعه و ریاضی را اساساً به جهت کشف ضرورت در آنها، پیشینی تلقّی میکند و در خصوص منشأیابی برای کشف ضرورت در نحوۀ ارتباط اجزای گزاره، راهحلّ شهود را به میان میآورد. در این نوشتار، ابتدا به تعاریف معرفت پیشینی میپردازیم و سپس انتقادات کریپکی بر ملازمه بین ضرورت و پیشینی بودن را طرح میکنیم. در انتها نیز بر این نکته تاکید میکنیم که همانطور که گزارۀ پیشینی نمیتواند به تجربه تکیه کند، همچنین ممکن نیست که ناقض تجربی بتواند آن را نقض کند.