سنجش و کدگذاری در مقالات کیفی: روشهای خطی و استاندارد سنتی در مقابل روشهای بین متنی
نویسندگان
1 دانشیار گروه آمار ریاضی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 دانشجوی دکتری رشته روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
3 استاد تمام گروه روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران. (نویسنده مسئول) dr.oreyzi@edu.ui.ac.ir
4 استاد تمام گروه روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22054/jem.2020.46559.1963چکیده
هدف این پژوهش بررسی نقدی است که توسط کوفی، هالبورک و اتکینسون(1996)، به نظریه داده بنیاد وارد شده است و برطبق آن، رواج استفاده از نرم افزارها در جهت کد گذاری، سبب، تاکید بیش از حد بر رویه های سنتی کدگذاری، استانداردها و داشتن یک رویه خطی در کد گذاری شده است که می تواند در تحلیلها اختلال ایجاد کند. در جهت بررسی این ادعا، 8 مصاحبه تحلیل وظیفه شناختی از مدیران دو شرکت منطقه ای ( زیر مجموعه شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی)، تهیه شد و دو گروه متفاوت، اقدام به کدگذاری متنها کردند. گروه اول، براساس روش نظریه ی داده بنیاد( رویکرد استراس و کوربین) پیش رفتند و از نرم افزار NVIVO کمک گرفتند. گروه دوم رویه کد گذاری و تحلیل در مصاحبه تحلیل شغل شناختی که توسط کراندل ، کلین و هافمن(2006) ارائه شده بود را ملاک قرار دادند و روندی بین متنی را در برگزیدند. در نهایت کدهای ارائه شده، مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاکی از جملات کد گذاری شده بیشتر و طبقات کاربردی تر در گروه دوم بود.