ساختار نَقل؛ گونه‌ها و کارکردها

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22067/jls.2023.75998.1276
چکیده

ساختار «نَقل» از تجزیۀ زمان روایت و تغییر راوی به دست می‌آید. راویِ اول‌شخص که در روایت همزمان حضور دارد، پس از توصیف مختصر فضا و شخصیت‌ها، رشتۀ کلام را به راویِ اول‌شخصِ دوم می‌سپارد. راویِ دوم با بهره‌گیری از روایت گذشته‌نگر، به نقل سرگذشتی نسبتاً پر رخداد می‌پردازد. انتخاب این فرم، در عین اینکه به هرچه فشرده‌تر شدن ذکر وقایع می‌انجامد، به ایجاد صحنه‌های فراخ‌منظر و حقیقت‌نمایی نیز یاری می‌رساند. نمی‌توان این شیوه را نوعی «متالِپسیس» نامید؛ زیرا هرچند راوی تغییر می‌یابد، هر سطح از روایت در جای خود باقی می‌ماند و وارد ساحت دیگری نمی‌گردد تا ادغام حیطه‌ها رخ دهد. همچنین متفاوت از ساختار «قاب» است؛ زیرا با وجود تو در تو بودن، شامل داستان‌های فرعی مجزا نیست و خرده‌روایت‌ها همه در خدمت یک خط داستانی هستند. در گام نخستِ این پژوهش، شناسایی و توصیف گونه‌های ساختارِ نَقل مطمح نظر قرار گرفته است و در گام دوم، چرایی انتخاب این ساختار و کارکردهای آن بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند پسند جامعه و انگیزه‌های شخصی نویسندگان از دلایل اصلی انتخاب این لایه‌بندی روایی بوده است. گاهی تلاش نویسندگان برای دوصدایی یا چند‌صدایی کردن اثر و تغییر کانون روایت، موفق و گاهی ناموفق بوده است.