عقل و دین از دیدگاه فارابی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22091/pfk.2011.125چکیده
موضوع عقل و دین همواره یک مسئله اساسی و مطرح در میان متکلمان و فلاسفه بوده است. پس از آشنایی مسلمانان با عقلگرایی یونان برخی از آنان به گمان اینکه عقلگرایی محصول فرهنگ بیگانه (یونان) است با آن مخالفت کردند. در مقابل، دوراندیشان مسلمان از آن استقبال کردند و تعارضی میان عقلگرایی و اصول اساسی دین نیافتند. در مواردی هم که میان عقل و دین تعارضی وجود داشت، تا آنجا که باب «تأویل» اجازه میداد، مسئله دینی را تأویل میکردند و در صورت عدم امکان «تأویل» جانب وحی و شریعت را بر جانب عقل ترجیح میدادند. این متفکران معتقد بودند عقل نیز همچون وحی یک موهبت الاهی است و هر دو از یک منبع الهام میگیرند؛ گذشته از این، معتقد بودند عقلگرایی محصول یونانیان نیست، زیرا پیش از آشنایی مسلمانان با فلسفه یونان مباحث عقلی مانند: جبر و اختیار، قضا و قدر، منزلـة بین الأمرین، ایمان و کفر و ... در میان آنان رایج و مطرح بوده است. از سوی دیگر، معتقد بودند در جوهرة دین عناصر عقلائی وجود دارد و باید آنها را تبیین و تفسیر کرد. ابونصر فارابی، ملقب به معلم ثانی، از جمله فیلسوفان مسلمانی است که معتقد به هماهنگی و سازگاری عقل و دین است و تلاش فراوانی در این راه به عمل آورده است. در این مقاله، میکوشیم دیدگاه این فیلسوف را در باب عقل و دین تبیین کنیم.