توسعه نظریه تفسیر روایی تاریخ ایران: در نقد کتاب دولت و جامعه در ایران؛ انقراض قاجار و استقرار پهلوی
نویسندگان
1 گروه ارتباطات، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jsr.2025.379426.1985چکیده
این مقاله آراء محمد علی کاتوزیان در کتاب"دولت و جامعه در ایران؛ انقراض قاجار و استقرار پهلوی" را بر اساس قضایا یا ادعاهای چهارده گانه کتاب مورد نقد قرار می دهد تا در انتها بدیل نظریه های وی را با ارائه نظریه تفسیر روایی تاریخ ایران، معرفی کند. برای اجرای چنین نقد نظری و پیشبرد نظریه روایی، این پژوهش نظری ابتدا شش حکم را از درون مباحث کتاب کاتوزیان بیرون می کشد و سپس کفایت نظری و تجربی این قضایا یا ادعاهای (تزهای) چهارده گانه کاتوزیان را ارزیابی می کند. برخی یافته های این نقد نشان می دهند که ادعاهای کاتوزیان در دو سطح روایی و معرفتی قابل نقد جدی هستند. اما سه ادعای اساسی کتاب، یعنی وجود دولت و جامعه خودکامه در ایران، کوتاه مدت بودن جامعه ایران و فقدان مفهوم ملت و روحیه ملی گرایی در تاریخ ایران بیش از بقیه به نقد کشیده می شود. در سراسر متن، از کتاب "مفهوم پردازی واقعیت در جامعه شناسی تاریخی؛ نظام ارباب غایب در ایران" شواهدی عرضه می شود که احکام شش گانه کتاب کاتوزیان را نقض می کنند. در همین راستا و به مثابه ارائه بدیلی برای تفسیر تاریخ ایران، مقاله به رویکرد جامعه شناسی تاریخی نوین می پردازد که هم از جامعه شناسی و هم از تاریخ جدا است و خود با روایت شناسی می تواند جایگزین مناسب تری برای تفسیر تاریخ تحولات اجتماعی در ایران به حساب آید.