نئولیبرالیسم و توسعۀ شهر در ایران پساانقلابی؛ نمونۀ تهران دورۀ کرباسچی

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 استادیار گروه مطالعات فرهنگی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

3 دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22059/jsr.2025.370328.1931
چکیده

این مقاله به بازخوانی تجربۀ توسعۀ شهری در تهران پساانقلابی ذیل مطالعات نقد نئولیبرالیسم می‌پردازد. در گام نخست تعریفی از نئولیبرالیسم به معنای اعم کلمه، سپس نئولیبرالیسم در حیطۀ شهر ارائه خواهد شد، در گام بعدی مولفه‌های نئولیبرالیسم شهری با اقدامات دورۀ کرباسچی سنجیده شده و مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. این پژوهش به روش مطالعۀ موردی از متدهای مختلف جمع‌آوری و تحلیل داده استفاده کرده است. تکنیک گردآوری داده‌ها شامل مصاحبه با متخصصین سه حوزۀ شهرسازی، اقتصاد و علوم اجتماعی، و بررسی اسناد، گزارش‌های مطبوعاتی، آمار و داده‌های گردآوری شدۀ پیشین است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد سیاست‌های نئولیبرالی در حیطۀ شهر در ایران از قبیل خودگردانی مالی، مقررات‌زدایی، تمرکززدایی از قدرت مرکزی، خصوصی‌سازی و برون‌سپاری خدمات به پیمانکاران، و سوداگری و رویکرد بنگاه‌داری به مسائل شهری، علیرغم تفاوت‌های آن با سایر کشورهای غربی به قوت اجرا شده است. شهرداری تهران، برای تامین منابع مالی خود به بخش ساخت‌وساز و گسترش سریع آن تکیه کرد و اقتصاد شهری بر تجدید ساختاری‌ مبتنی شد که برنامه‌ریزی شهری متمرکز را در جهت تسهیل نیروهای بازار کنار گذاشت. با وجود مناقشات بسیار حول مفهوم نئولیبرالیسم و نوع شکل‌بندی اقتصادی اجتماعی جامعۀ ایران، قدر مسلّم عنصری بازاری در شکل دادن به مناسبات و سیاست‌های شهری در تهران پس از انقلاب تعیین کننده بوده است. بعلاوه، تمرکززدایی و توانمندسازی شهرداری منجر به فسادهای گسترده و ائتلاف‌های غیررسمی با سرمایه‌داران بخش نیمه‌خصوصی و نهادهای حاکمیتی شد که در ترکیب با مکانیسم‌های بازار آزاد وضعیتی ویژه خلق کرده است که از آن با عنوان «نئولیبرالیسم ناتمام» یاد می‌کنیم