بررسی عوامل موثر در دستیابی به کشاورزی پایدار در تولید برنج استان گیلان (مطالعه موردی: شهرستان رشت)
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 استادیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده علوم زراعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران.
doi
10.22124/cr.2023.23668.1755چکیده
مقدمه: ﺑﺮﻧﺞ یکی از ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﻏﻼت و گیاهان زراعی دنیا اﺳﺖ که منحصراً برای انسان کاشت میشود و غذای اصلی بیش از نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهد. این محصول مهم، نقشی اساسی در تأمین امنیت غذایی کشور و همچنین اقتصاد کشاورزی استان گیلان دارد، زیرا هر ساله بیش از 193 هزار بهرهبردار در اراضی حاصلخیز و مستعد استان گیلان، برنجکاری میکنند. هدف از اجرای این تحقیق، بررسی عوامل مؤثر بر دستیابی به شاخصهای کشاورزی پایدار در تولید برنج استان گیلان بود. نتایج این تحقیق میتواند باعث ایجاد فرصتهای مناسب، افزایش درآمد و نهایتاً رفاه نسبی شالیکاران گیلانی شود.مواد و روش ها: این تحقیق در مقطع زمانی 1401-1400 در استان گیلان و شهرستان رشت انجام شد. جامعه آماری این تحقیق شالیکاران شهرستان رشت و کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان بودند. حجم نمونه برای شالیکاران با استفاده از فرمول کوکران 383 محاسبه شد و برای جامعه آماری کارشناسان نیز 70 تن انتخاب شدند. نمونهگیری شالیکاران به صورت چندمرحلهای انجام و نمونهها بهصورت تصادفی ساده از هر روستا انتخاب شدند. در مورد کارشناسان نیز نمونهگیری بهصورت تمامشمار انجام شد. ابزار اصلی جمعآوری اطلاعات مورد نیاز این تحقیق، پرسشنامه محققساخته بود که روایی آن توسط 10 نفر از اساتید دانشگاه و کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی تأیید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ، 81/0 محاسبه شد. متغیرهای تحقیق به پنج دسته متفاوت شامل ویژگیهای مدیریتی، اقتصادی، اکولوژیک، استفاده از فنآوری و مشارکت اجتماعی تفکیک و اثر آنها در دستیابی به کشاورزی پایدار کشت برنج در استان گیلان بررسی شد.یافته های تحقیق: نتایج حاصل از برآورد آمارههای توصیفی نشان داد که سطح تحصیلات حدود 40 درصد از جامعه آماری این تحقیق، دیپلم است. 54 درصد از شالیکاران مالک زمینهای شالی خود بودند، میانگین سطح زیر کشت هر شالیکار 1/1 هکتار و میزان رضایتمندی شالیکاران از کشت برنج 7/67 درصد بود. نتایج بهدست آمده از آمارههای تحلیلی نیز نشان داد که ویژگیهای مورد مطالعه در این تحقیق، تأثیر متفاوتی بر دستیابی به کشاورزی پایدار در تولید برنج داشتند، بهطوریکه ویژگیهای مدیریتی و اقتصادی از دیدگاه کارشناسان تأثیرگذاری زیاد و از دیدگاه شالیکاران تأثیرگذاری متوسط، ویژگیهای فنآوری و نوآوری از دیدگاه کارشناسان این تحقیق تأثیرگذاری زیاد و از دیدگاه شالیکاران تأثیرگذاری کم، ویژگیهای اکولوژیک از دیدگاه هر دو گروه شالیکاران وکارشناسان تأثیرگذاری متوسط، و ویژگیهای مشارکت اجتماعی نیز از دیدگاه هر دو گروه شالیکاران وکارشناسان این تحقیق تأثیرگذاری کم داشتند. مقایسه دیدگاه بین دو گروه جامعه آماری این تحقیق (شالیکاران و کارشناسان) بر اساس آزمون t نیز نشان داد که تفاوت معنیداری بین آنها از نظر میزان دستیابی به شاخصهای کشاورزی پایدار وجود داشت، بهطوریکه متغیرهای مورد بررسی در این تحقیق از دیدگاه بیشتر کارشناسان تأثیر زیاد و از دیدگاه کشاورزان تأثیر متوسط داشتند.نتیجه گیری: افزایش دانش و بهبود نگرش موجب بهبود عملکرد و ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار در رفتار خواهد شد و گروههای هدف را توانا میسازد تا به سرعت با تغییرات محیطی سازگار شوند. دانش، محرک تغییر و ارتقا در نگرش شالیکاران در ارتباط با شاخصهایی مانند نحوه، زمان صحیح و تعداد دفعات شخم زدن، احداث خزانههای مدرن، مقدار صحیح بذر مصرفی و..... در کشت پایدار برنج است. بررسی ویژگیهای اقتصادی کشاورزان شالیکار نیز نشان داد که با ارتقای بهرهوری مناسب از امکانات و سرمایهی موجود، افزایش راندمان تولید، کاهش هزینهها، افزایش دانش، بهبود مهارتهای فنی و غیره، در وضعیت اقتصادی کشاورزان شالیکار تغییرات مطلوب ایجاد میشود. در نتیجه کشاورزان شالیکار در صورت داشتن وضیعت اقتصادی مطلوب در کنار دریافت وام و اعتبارات لازم دولتی میتوانند به بسیاری از شاخصهای توسعه پایدار تولید برنج دست یابند و در راستای توسعهی موزون ملی گام بردارند. علاوهبر ویژگیهای اقتصادی، بهرهگیری از توان اکولوژیکی که همراه با مدیریتی علمی و صحیح باشد، ضمن اینکه باعث تحقق بسیاری از اهداف توسعه پایدار روستایی میشود، دستیابی به اهداف توسعه موزون پایدار، در سطح ملی را میسر کرده و به آن شتابی دو چندان میدهد. یکی از ویژگیهای مهم و مؤثر در دستیابی به کشاورزی پایدار استفاده از فنآوریهای جدید است. فنآوریهای جدید استفاده از یافتههای جدید را به همراه دارد و به کارگیری فنآوریهای جدید نیازمند داشتن توان اقتصادی است تا فنآوری جدید در اختیار گرفته شود. نکته مهم دیگر که از تحلیل یافتههای این تحقیق بهدست آمد، این است که هیچ طرح توسعه روستایی بدون توجه به مشارکت مردم راه به جایی نمیبرد. شناسایی و تدوین الگوی مناسب برای مشارکت روستاییان برای دستیابی به شاخصهای کشاورزی پایدار، توسعه پایدار روستایی و به دنبال آن توسعه موزون پایدار ملی، امری ضروری و غیرقابل انکار است.