ارزیابی برنامۀ دروس معارف اسلامی بر اساس الگوی کرک‌پاتریک و تأثیر آن دروس بر دینداری دانشجویان دانشگاه‌های کشور

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسایل اجتماعی ایران، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jsr.2025.379526.1988
چکیده

هدف این پژوهش، ارزیابی برنامۀ دروس معارف اسلامی و تأثیر آن بر دینداری دانشجویان کشور می­باشد. روش­شناسی پژوهش در قالب پارادایم اثباتی، استراتژی قیاسی، به روش کمی و با استفاده آزمون‌های مقایسه­ای و همبستگی انجام شد. جامعۀ هدف شامل دانشجویان مقطع کارشناسی در دانشگاههای مختلف کشور (دولتی، آزاد و...) به اضافۀ دانشجویان پزشکی با حجم نمونه 2060 نفر است. ارزیابی دروس معارف اسلامی براساس الگوی نظری کرک­پاتریک، در مراحل چهارگانه (واکنشی، یادگیری، رفتاری و نتایج) صورت گرفت. یافته­ها بر اساس الگوی نظری کرک­پاتریک، در مراحل واکنشی، یادگیری، رفتاری و نتایج، تجزیه و تحلیل شدند که حاکی از آن بود که در مراحل واکنشی، یادگیری و رفتاری، دانشجویانی که کم­تر دروس معارف سنتی را گذرانده بودند میانگین بالاتری به­دست آوردند و نیز دانشجویانی که کتب پرسش­محور (کتب با محتوای جدید و متنوع) را گذرانده بودند میانگین بالاتری از این مراحل به­دست آوردند. مرحلۀ نتایج که با بیان نتایج یافته ذکر شده می­تواند موجب تسهیل مسیر شناخت اثربخشی بیشتر دروس معارف در دانشگاه­ها برای سیاستگذاران فرهنگی و آموزشی و اساتید دروس معارف باشد. بررسی ماتریس همبستگی بین ارزیابی از دروس معارف اسلامی و سطح دینداری نیز نشان داد که رابطۀ معنادار، مثبت و متوسطی بین نظر پاسخگویان پیرامون «ارزیابی دروس معارف اسلامی» و «میزان دینداری» (با ضریب 0.47) وجود دارد. توصیۀ سیاستی مقالۀ حاضر برای اثربخش­بودن این قبیل دروس، «تطابق هرچه بیشتر محتوای کتب معارف اسلامی با نیازهای جامعۀ دانشگاهی و به­صورت خاص دانشجویان به­صورت دوره‌ای مثلاً هر چهار سال یکبار» و برنامه­ریزی در «جذابیت فرم، شیوۀ اجرا و آموزش» در دانشگاه­ها بود.