پیدایش گفتمان عقب ماندگی در ایران.

نویسندگان

1 دکتری، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsr.2024.362524.1883
چکیده

در این مقاله، با استفاده از چارچوب نظری - روشیِ تبارشناسانۀ فوکو، چگونگیِ پیدایشِ گفتمانِ عقب‌ ماندگی به مثابۀ هسته های سامان بخشِ نظامِ قدرت- دانش در ایران را از طریق پیوندِ مفاهیم، موضوعات و راهبردها، مطمح نظر قرار داده ایم. فریدون آدمیت، به ‌مثابه کارگزار و حاملِ اصلیِ «گفتمان عقب ‌ماندگی»، با دسترسیِ منحصرانه و تصادفی ای که در دهه‌های 1340 و 1350 ش. به مکتوبات، نوشته‌ها و آثارِ ناسیونالیست های رمانتیکِ ایرانی (میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی) پیدا می‌کند و با تأکید، استفاده و استنادِ همدلانه به آثار و بیانِ پارادوکسیکال و دوگانۀ این دو منورالفکرِ متقدمِ پیشامشروطه که شاملِ ترکیبی [معجونی] از متون ایدئولوژیکِ دساتیریِ [آسمانی] آذر کیوانیان (هم عصرِ صفویان) و آموزه‌های ناشی از آن که بدل به یک ایدئولوژی التقاطی ای گشت، با محوریتِ تأکید بر «ایران باستان»، «عرب ستیزی» [بخوانید اسلام‌ستیزی]، «پارسی نویسی» و «برتریِ نژادی» مشخصاً «نژاد آریایی» ، با درهم ریختن نظمِ گفتاری مستقرِ پیشین در سنتِ تاریخ‌نگاری ایران، گفتاری نوپدید آورد و از خلالِ این گفتارها، مفهوم فربۀ عقب‌ماندگی، یک اسلوب بیانی مشخص و منسجم پیدا می‌کند، مفاهیم و موضوعات آن متعین می‌گردد، نظامِ دانش و نظمِ گفتار، پیرامونِ آن شکل می‌گیرد و حوادث، رخدادها به‌واسطة آن درک و فهم می‌شود. در نتیجۀ، نظمی جدید و رژیمِ حقیقتِ جدیدی برساخته شد. تا پیش‌ از تاریخ‌نگاریِ آدمیت، چنین صورت ‌بندی و نظم گفتمانی ای ظهور نیافته بود. در این صورت‌بندیِ گفتمانی، ایرانِ «پیشااسلامی»، نماد و نشانگرِ عصر «قدرت و عظمت» و «دورۀ اسلامی» نمایانگرِ «ضعف و نابسامانی» ایران انگاشته می‌شود