ارزیابی اگرواکولوژیک تأثیر مدیریت بقایای گیاهی کنجد و مهار شیمیایی علفهای هرز بر عملکرد گندم و تراکم علفهای هرز در الگوی کشت کنجد- گندم در خوزستان
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 استادیار گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
3 دانشیار، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22124/cr.2022.22469.1729چکیده
مقدمه: رقابت علفهای هرز با گیاهان زراعی در اکوسیستمهای زراعی یکی از تنشهای بیولوژیک مهم به شمار میرود که سبب کاهش شدید عملکرد میشود و کنترل آنها میتواند تأثیر زیادی در افزایش تولید گیاه زراعی داشته باشد. جمعیت بالای علفهای هرز بهویژه در مراحل اولیه رشد گندم که رقابت شدیدی جهت کسب منابع غذایی دارند، میتوانند موجب کاهش پنجهزنی گندم شوند. تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت بقایای گیاهی و کنترل شیمیایی علفهای هرز نشان میدهد که هر یک از روشهای مدیریت بقایایگیاهی با تأثیر بر خاک، سبب تأثیرگذاری بر عملکرد کمی و کیفی گیاهان زراعی بعدی میشوند. بنابراین با توجه به تأثیر مستقیم مدیریت بقایایگیاهی و کنترل شیمیایی علفهای هرز بر عملکرد گیاهان زراعیبهویژه در سیستم کشت دوگانه، این تحقیق بهمنظور بررسی تأثیر مدیریت بقایایگیاهی کنجد و کنترل شیمیایی علفهایهرز بر جمعیت علفهایهرز، عملکرد و اجزای عملکرد گندم انجام شد.مواد و روش ها: بهمنظور بررسی تأثیر بقایای کنجد و مهار علفهای هرز بر عملکرد گندم و جمعیت علفهای هرز، پژوهشی به صورت کرتهای یکبار خرد شده، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی1400-1399 در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. مدیریت بقایای گیاهی در سه سطح (مخلوطکردن بقایای گیاهی با خاک، آتشزدن بقایا و خارجکردن تمام بقایا از خاک) بهعنوان کرتهای اصلی و مهار علفهای هرز در چهار سطح (کنترل شیمیایی با علفکشهای متریبوزین، آتلانتیس و 2,4-D+MCPA بهصورت پسرویشی و عدم کنترل علفهای هرز بهعنوان شاهد) بهعنوان کرتهای فرعی در نظر گرفته شدند و رقم گندم نیز رقم مهرگان بود. صفات مورد مطالعه در این تحقیق شامل تعداد و نوع گونههای علفهای هرز و عملکرد و اجزای عملکرد گندم بودند.یافته های تحقیق: نتایج حاصل از این تحقیق در مورد تعداد علفهای هرز نشان داد که بیشترین تعداد علفهای هرز باریکبرگ و پهنبرگ مربوط به تیمار خارجکردن بقایای گیاهی در شرایط عدم کنترل علفهایهرز بود. در بررسی اجزای عملکرد دانه گندم نیز مشاهدات این آزمایش نشان داد که بیشترین تعداد دانه در سنبله با میانگین 1/49 دانه مربوط به روش برگرداندن بقایای گیاهی با کاربرد علفکشهای متریبوزین (7/48) و آتلانتیس (2/49) بود. بیشترین عملکرد دانه گندم از تیمارهای برگرداندن بقایایگیاهی و مهار علفهای هرز با علفکش متریبوزین بهترتیب با میانگین 15/4 و 89/4 تن در هکتار بهدست آمد. در مجموع، نتایج این آزمایش نشان داد که با کاربرد علفکشهای شیمیایی آتلانتیس و سپس متریبوزین به صورت پسرویشی بهطور موثری میتوان علفهای هرز مزرعه را کنترل کرد.نتیجه گیری: بهطور کلی نتایج این آزمایش، تأثیرپذیری زیستتوده علفهای هرز و عملکرد دانه گندم را در تیمارهای مخلوطکردن بقایای کنجد و کنترل علفهای هرز نشان داد. کاهش جمعیت علفهای هرز در اثر کاربرد علفکشهای شیمیایی و مدیریت بقایایگیاهی را میتوان به تفاوت زیستتوده گیاه زراعی و علفهای هرز در تیمارهای آزمایشی نسبت داد. مخلوط کردن بقایا با خاک، موجب افزایش اجزای عملکرد دانه گندم بهویژه تعداد دانه در سنبله شد و از این طریق، عملکرد دانه و شاخص برداشت گندم را افزایش داد.